تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
ازين سلسله مىنويسند مىتوان كرد . سلسلهء ساسانيان تا زمان خلفاى عرب كه دولت عجم در دست ايشان منقرض شد ، در ايران سلطنت داشتند . پس تاريخ ايران بنابر تفصيلى كه مورخين اين مملكت مىنويسند ، منقسم به سه زمان معيّن مىشود : زمان افسانه كه قبل از سلطنت كيقباد همه داخل در اين زمان است ، و ديگر زمان شاعرى كه در آن قدرى وقايع يافت مىشود ، و مابقى خيالات شاعرى است ، و آن از بدايت امر كيانيان تا سلطنت اردشير بابكان است . سيوم زمان تاريخى است ، كه از شروع سلطنت اردشير بابكان تا انقراض دولت عجم است ، در اوايل ظهور اسلام . اما از زمان اول كه زمان افسانه است ، غيرممكن است كه تاريخ اوقات و سنوات قريب به صحت معلوم شود . و در زمان دوم اگرچه مددى از يونانيان داريم ، لاكن اختلاف ما بين يونانيان و مؤلفين ايران از زمان كيقباد تا لشكر كشيدن اسكندر به ايران قريب سيصد سال است ، لاكن چون ملاحظه شود كه ايرانيان را از اين ايام تاريخى بجز روايات مجهوله كه در باب تعيين ايام پادشاهى هريك از سلاطين نقل مىكنند در دست نيست ، اين اختلاف چندان ضررى نخواهد داشت . چنانچه ايام سلطنت جمعى از سلاطين را بيش‌از صد سال مىنويسند ، و در همين اغراق ، مدت غير محقق غالبا دو نفر با هم اتفاق ندارند ، و استدلال به مطابقت اين گونه تواريخ وقت ضايع كردن است . بنابراين ، مسوّد اين اوراق در مقابلهء ما بين اخبار منقوله از مؤلفين شرق و يونان ، مطابقت و عدم مطابقت تواريخ ايام را شرط جرح و تعديل مطالب ندانسته ، اخذ نتايج از وقايع محققهء متناسبه نمود ، و از فوت اسكندر تا جلوس اردشير بابكان هم غيرممكن است كه تطبيق تاريخ ايرانيان را يا با مورخين يونان يا روم نمائيم . فقط به سبب اينكه محررين آسيا از آن ايام خبرى كه نام تاريخ بر آن توان نهاد ندارند . و چنان‌كه مرقوم شد ، جز فهرستى از نام پادشاهان آن‌زمان در ميان نيست .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 156 | سر جان ملكم / ميرزا اسماعيل حيرت