تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
كشيدن او به طرف توران مىدهند ، لاكن در هيچ‌يك ازين اخبار بجز اصل وقايع ، چيزىكه قابل اعتماد باشد نيست . و باقى تاريخ اسكندر حتى قضيهء موت او ، همه افسانه است . اسكندر ايرانيان مجتمع جميع فضايل و منبع همهء صفات بزرگ است ، و اقتدار و تجمل او از جميع سلاطين روى زمين بيش ، نامش زينت‌ده هر افسانه و ، قدرش عالىتر از هر انسان و انسانه است . بعد از فوت اسكندر ، هرج‌ومرجى كه در ايران واقع گشت ، سبب اين شد كه ، تا مدتى دراز ، تاريخ اين مملكت از ميان رفت . و مورخين اين ملك چنان كه مذكور شد ، ذكرى از خلفاى اسكندر نمىكنند . و قريب پانصد سال كه دو طايفه از ارساسيان كه به اشكانيان معروفند ، در ايران حكومت كرده‌اند ، كمتر از سيصد سال ذكر شده است . و مورخين غرب تصريح نموده‌اند كه ، بيست پادشاه از شعبهء اول ارساسيان ، دويست و هفتاد سال بر پارسيا مستولى بوده‌اند ، و يازده نفر از طبقهء ثانى دويست و بيست و يك سال سلطنت داشته‌اند . و از اخبار ناقصه و متناقضهء اهالى ايران در اين باب معلوم مىشود كه ، چيزىكه از آن زمان در دست ايشان است ، فقط فهرستى است از نامهاى « 1 » سلاطين آن هم غيرصحيح . فردوسى چنان مختصر اين مطلب را ذكر مىكند كه ، گويا هيچ تاريخ از آن زمان در دست نيست . گويد بعد از فوت اسكندر ، مملكت بزرگ ايران تا دويست سال در هرج‌ومرج و در تحت حكومت ملوك طوايف بود ، كه هميشه با هم در جنگ و جدال بودند ، و بنياد حكومت اين طائفه چنان متزلزل و بىثبات بود كه ، مىتوان گفت كه ، ايران در تمام اين اوقات ملتى بود بدون سلطان . و بعد ازين تقرير مجمل ، شروع مىكند قصهء اردشير را كه سرسلسلهء پادشاهان ساسانيه است . و همين معنى كه فردوسى تاريخ اين ايام را به كلى از قلم انداخته است ، سبب ازدياد و اعتبار و اعتماد بر قول اوست ، زيرا كه ، اگرچه خيالات و مضامين شاعرى به جهت تزئين مطالب خود بسيار به كار برده است ، اما در اينكه مواد مطالب مزبوره را همه كلّيتا از نوشتجات
هامش
( 1 ) - در اصل : كه از نامهاى .