بزرگ نمود . گويند در حق ملت يهود عنايات پادشاهانه مبذول داشت ، و جميع مؤلفين را اتفاق است بر اينكه بهمن كار حكومت را به اصلاح آورد و قوانين نيكو وضع و امور را نظمونسقى بجا داد . اين تاريخ اردشير غالبا با تاريخ آرتاكزرسس كه از گريك منقول است ، موافقت دارد . يعنى در باب تمام كردن خانوادهء آرتابان و تصرف نمودن املاك او و لشكر به بكناريه كه اكنون به عراق معروف است به جنگ برادرش كشيدن ، و حكومت ممالك خويش را به نظمونسق كردن . آرتاكزرسس در تورات هاسورس ناميده شده است ، و شايد كه اين لفظ لقب باشد ، مثل خسرو پرويز را كه به چند نفر از سلاطين ايران اطلاق شده است . و بعضى را عقيده آن است كه ، پادشاهى كه استر را در حبالهء ازدواج آورد ، اوست . و محبت استر و خدمات عموى او مردخاى سبب عنايت پادشاه در حق يهود و حمايت ايشان شد . و اقوال جمعى از مورخين اسلام نيز مؤيد اين معنى است ، چنانچه گويند سبب رعايت اين پادشاه مر يهود را اين بود كه ، يكى از خواتين او كه با وى تعلق خاطر داشت ، از سلسلهء يهود بود . و همچنين مىتوان گفت كه : قبر استر « 1 » و مردخاى كه در وسط همدان واقع است هم ، تقويت مطلب مزبور مىكند . مورخين ايران سلطنت اين پادشاه را يكصد و دوازده سال نوشتهاند ، لاكن محررين يونان كه در تاريخ اين اوقات به ايشان بيشتر اعتماد است ، چهل و يك سال شمردهاند . و در اين مقام بايد ملاحظه شود كه كتاب شرق ، پادشاهى ديگر به نام اردشير ذكر نكردهاند . ممكن است كه مشاركت نام كه ما بين اين اردشير و نبيرهء او كه او را نيز يونانيان آرتاكزرسس خوانند ، و همچنين وليعهد او اكوس كه او را نيز به همين نام در كتب گريك ذكر نمودهاند ، سبب شده است كه تاريخ سلطنتشان را به هم آميخته و در تحت يك نام مذكور ساختهاند . و جميع ايام سلطنت سلاطين مزبوره ، چنان كه از يونانيان نقل است ، با ايام سلطنت اردشير درازدست بنابر قول ايرانيان ، چند سالى تفاوت دارد .
نام زركزس ثانى و سغديانوس كه ايام سلطنتشان من حيث المجموع از هشت ماه بيش
165
هماى
هامش
( 1 ) - قبر استر و مردخاى در همدان ( ح ) .