تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
به خيال اينكه خود سلطنت را متصرف شود . و هم از مؤلفين يونان منقول است كه ، آرتابان را متعلقان بسيار بود ، و پسران او به شهامت و شجاعت ذاتى از ميانهء صناديد و ابطال رجال ايران امتياز داشتند . آرتاكزرسس چون بر ارادهء آرتابان وقوف يافت ، او را به قتل رسانيد . و ازين سبب جنگ برپا شد و جمعى از بهادران ايران در آن جنگ سر برباد دادند ، بالاخره غلبه پادشاه را شد و چراغ دودمان آرتابان را خاموش ساخت ، و به انتقام خون پدر ، هركس در قتل او دمى كشيده يا قدمى نهاده بود ، عرضهء دمار و هلاك نمود . اگر اخبارى كه ايرانيان در اين مقام مىدهند ، مقابلهء با اين خبر شود ، بعد از وضع مضامين شاعرى ، يافته مىشود كه ، ما بين اصول وقايع مطابقتى تمام است . به نوعى كه واضح مىشود كه ، مؤلفين ايران و يونان در اين جزء تاريخ قديم يك واقعه حكايت مىكنند . رستم اباعن‌جد امارت سيستان را به ميراث و ، همچنين قرابتى نزديك به خانوادهء سلطنت داشت ، و او بنابر مورخين شرق در كمال اقتدار مىزيست ، نه تنها به سبب شجاعت ذاتى و حكومت ، بلكه به جهت كثرت اقارب و متعلقان و پسران او نيز در شهامت و تهور ، جريدهء دوران و بيت القصيدهء شجعان ايران بودند . رستم اسفنديار را كشت ، لاكن پسرش اردشير را حمايت كرد تا بواسطهء او بر تخت پادشاهى برآمد . پس از آن اردشير بر رستم حسد برده اسباب قتل او را فراهم آورد ، و بعد از قتل او لشكر به ملك موروثى او كشيده آن ملك را در تحت تصرف آورد ، و به بهانهء انتقام خون پدر ، جميع خانوادهء او را طعمهء هلاك ساخت . اين است خلاصهء مطلب . آنچه ايرانيان در اين باب ذكر مىكنند ، و مطابقت كلى كه اين حكايت با روايت محررين گريك دارد ؛ بعلاوه موافقت نام اردشير درازدست با نامى كه يونانيان به جهت اين پادشاه مىگويند ، دليلى است بسيار قوى بلكه در آن هيچ مجال شك نيست كه زركزس مشهور يونانيان همان اسفنديار مؤلفين شرق است . در كتب اهالى شرق مسطور است كه ، اردشير پادشاهى نيك‌سيرت و بزرگ منش بود ، سيستان كه ملك موروثى رستم بود ، مسخر كرد و در سمت مغرب فتوحات