و به زعم ديگرى از مورخين يونان ، سيرس در يكى از جنگها كه با درويشان هندوستان بود ، به ضرب مضراب از پاى درآمد . و لوشيان نيز كه يكى از معتبرين مورخين عرب است گويد كه : بر بعضى از ميلهائى كه به جهت تعيين حدود ميديا نصب كرده بودند نوشته بود كه ، سيرس در صدسالگى چون خبر تطاول و تعدى و ظلم پسر خويش را شنيد ، اندوهى عظيم به وى روى نموده بدان درگذشت .
در تورات مرقوم است كه سيرس بر جاى داريوش پادشاه ميديا نشست و ، خرابى بابل و استخلاص يهود از قيد اسار نيز در كتاب مزبور به اين پادشاه نسبت داده شده است . دانيال خبر از فيروزى او به ابلشازر پسر بختنصر داده بود . و پس ازين ، دانيال هم وزارت داريوش پادشاه مبديا و هم وزارت سيرس را نمود .
و در عهد سيرس يهود از قيد اسار مستخلص شدند . و بسيارى از چيزهائى كه در خرابى بيت المقدس بخت نضر به تاراج برده بود ، باز بجاى خود آوردند . و هم او حكم فرمود تا خانهء مقدس را دوباره بنا كنند . از تاريخ سيرس در تاريخ مقدس كمى بيشازين است ، لاكن هروقت نام اين پادشاه مذكور مىشود ، به حكمت و صلاح و بزرگى نام و بسطت مملكت ستوده شده است .
تاريخ كيخسرو ، چنانچه از مورخين شرق منقول است ، در جاهاى بسيار با قول هيرودوتوس موافقت دارد .
بنابر مؤلفين مزبور ، سياوش پسر كيكاوس و رستم او را تربيت كرده بود .
بعضى را عقيده آنست كه سياوش كمبيس اول است كه يونانيان مىنويسند ، و او را پسر رستم مىدانند . و آنچه از نسب رستم و اقتدار او منقول است ، با تاريخ خانوادهء كمبيس كمال موافقت دارد .
يونانيان او را يكى از امراى ايران و از نسل آكمين دانند و آكمين را كركسى پرورش كرده بود . و اعتقاد مؤلف اين است كه آكمين همان زال است كه ايرانيان گويند سيمرغ او را پرورد . و از تمام تاريخ سياوش چنانچه در شاهنامه مسطور است ، چنين مفهوم مىشود كه ، سياوش پسر رستم باشد .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 141
مساهمون: سر جان ملكم
ص١٤١