قديم الايام چنان كه فى زماننا هذا ، نامهاى عديده يا القاب متعدده داشتهاند ، كه در ايام حياتشان و بعد از فوت هم بدون فرق استعمال كردهاند . و علاوه برين ، وقتى ملاحظهء تغييرات الفاظ به سبب لغات مختلفهء مورخين قبل از زمان ما بشود ، عجب نيست كه توافق كتب ايران و يونان در اين ماده هرگز به نظر نيايد . فقط دليل راهى كه بتوان اعتمادى بر آن كرد ، وقايع متناسبهء مذكوره در كتب طرفين است ، بلكه اعتماد به اينگونه وقايع خيلى بيشاز تاريخ سنوات و ايام است ، زيرا كه تاريخ ايران قبل از ظهور اسلام به نوعى است كه اعتماد بر اشتقاق اسما ، كه هم اعتبارى ندارد ، از آن بيشتر توان كرد . و در اين صورت نيز دليل قوى هست كه كيقباد و ديجوس يك شخصاند .
صاحب مجمع التواريخ گويد كه : نام كيقباد ارش بود . و يكى از مؤلفين يونان كه از كتب ايران نقل مىكند ، او را ارسش مىنامد ، و واضح است كه اين هردو نام يكى است .
هيرودوتوس گويد : ديجوس را پسرى بود فراورت نام ، فتح ايران را نسبت به او مىدهند و او را از سلاطين ميديا مىداند .
فردوسى ذكرى ازين پادشاه نمىكند . احتمال دارد ايام سلطنت او را با سلطنت كيقباد كه پدر اوست يكى شمرده ، زيرا كه مىگويد : كيقباد صد و بيست سال پادشاهى كرد ، اما صاحب معجم التواريخ ذكر او مىكند و در باب كيكاوس كه فردوسى پسر كيقباد مىنويسد گويد كه : بعضى از مورخين برآنند كه ، كيكاوس پسر افراد و پسر زادهء كيقباد است لاكن مرا اعتقاد اين است كه ، كاوس پسر كيقباد است .
و ازين معلوم مىشود كه نام فراورت در نزد مورخين شرق متداول است ، زيرا كه افراد و فراورت نام يك شخص است .
اگرچه بسيارى از مورخين ذكرى از اين پادشاه ميديا نكردهاند ، لاكن بايد دانست كه مورخين مزبور غالبا فهرست سلاطين را از فريدون يا كيخسرو از فردوسى مىگيرند . دلايل قويّه هست بر اينكه تاريخ كاوس چنان كه در شاهنامه مذكور است
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 137
مساهمون: سر جان ملكم
ص١٣٧