خصم غلبه كردهاند . و اين جزء را مىتوان گفت كه ، بيشاز ساير اجزاى كتاب افسانهآميز است . و در اين ايام است كه صناديد ابطال و مشاهير رجال در قيد حيات بوده و در محاربات با شجاعان توران اظهار عجايب و غرايب نمودهاند .
مخفى نماند كه فردوسى بسيار كم است كه ، بجز نام سلاطين ايران و توران ذكرى از پادشاهان ساير ملل از قبيل يونان يا شامات كند و ، از همين معلوم مىشود كه چرا جميع وقايعى كه ذكر مىكند بايد در ايران يا در توران واقع شده باشد ، زيرا كه اسباب استخراج اخبار صحيحه كه مدار تأليف برآنست ، قليل و كمياب بوده است . و او نيز اختيار حكايت را بايست به نوعى نمايد ، كه با افهام مردم موافقت داشته باشد ، و در آن اوقات مردم غالبا بجز صفحاتى كه او ذكر مىكند ، جاى ديگر نمىدانستند . و از اين سبب است كه مىبينيم « 1 » وقايعى كه در كنار فرات اتفاق افتاده است ، در كنار جيحون ذكر كردهاند . و در باب جنگ عظيمى از يونانيان ، يك شعر گفته شده است . و براى يك دزدى و مشتى از قطاع الطريق توران ، پنجاه ورق نوشتهاند .
اگرچه تاريخ رستم و خاندان او با افسانه آميخته است ، لاكن مشتمل بر حقايقى چند است كه ظاهرا در آن شك نمىتوان كرد : اول اينكه ، اين قبيله خلفا عن سلف و پدر بر پدر از امراى سيستان بودهاند . ديگر اينكه ، ارتباط قرابتى با خاندان سلطنت ايران و كابلستان داشتهاند . و ديگر اينكه ، اگرچه هيچوقت لقب پادشاهى نداشتهاند ، اما از زمان منوچهر تا كيقباد هميشه به حكومت مملكتى بزرگ و امارت سپاه ايران بر همگنان برترى داشتهاند .
كيقباد سرسلسلهء كيانيان است ، و دليلى قوى در دست هست كه كيقباد با ديجوس كه يونانيان مىنويسند يكى باشد .
هيرودوتوس گويد كه : ديجوس به حصافت عقل و صلاح نفس مشهور بود ، و بدين سبب ايرانيان او را به پادشاهى اختيار كردند . و هم او گويد كه : چون ضعف
تمثال سبعه سيّاره
هامش
( 1 ) - در اصل : مىبينم .