نيز مورخين شرق گويند دعوى خدائى كرد .
بالجمله ، گويند كه مدت پادشاهى ضحاك در ايران هزار سال بود و ، از اين مدت دراز بجز افسانهاى چند در دست نيست . لاكن دليل در دست هست به شهادت مورخين غرب كه ضحاك پادشاه شامات « 1 » بود كه تسخير ايران نمود و ، هزار سال پادشاهى او عبارت است از زمانى كه دولت ايران تابع سلطنت شام بوده است .
بنابر مورخين يونان امتداد حكومت سلاطين شام در ايران تقريبا همانقدر است كه ايرانيان نسبت به پادشاهى ضحاك مىدهند ، يعنى از هشتصد تا نهصد سال ، و ايرانيان نيز قبول دارند كه در عرض اين مدت مملكت ايران در قبضهء اقتدار بيگانگان بود . و بعضى از نيكوترين ابنيهء ايران را نسبت به سلاطين ايشان مىدهند ، خصوصا سميراميس كه ملكهء آن ديار است ، لاكن چون وجود خود سميراميس مشكوك فيه و ، اختلاف ازمنه كه مورخين در باب سلطنت او ذكر مىكنند متجاوز از هزار و پانصد سال است ، در كارهاى او نمىتوان صحبت داشت .
اگر مسلم داريم كه زمان پادشاهى ضحاك همان زمان است كه ايران تابع سلطنت شام و بابل بود ، بايد بگوئيم فريدون نيز همان شخص است كه يونانيان آرباس مىنامند . و تقويت اين معنى مىكند اتفاقى كه در مواضع عديده در شرححال اين دو نفر ما بين مورخين شرق و غرب است . يونانيان گويند كه : چون از سردناپولس كه در آن زمان پادشاه بود ، كسى حسابى برنمىگرفت ، همين سبب شد كه آرباس كه از اهل ميديا « 2 » بود ، حركت كرده نينوا را به تصرف درآورده سلطنت شاميان را برانداخت .
بعضى از مؤلفين ايران گويند كه : فريدون ضحاك را در اورشليم گرفت ، و اين ظاهر است كه غلط است ، چنان كه از فردوسى معلوم مىشود كه اول شهرى كه مفتوح
هامش
( 1 ) - در انگريزى اسيريا نوشته است و اين لفظ شامل شامات و فلسطين و بابل است ( حاشيه ) .
( 2 ) - ميديا به زبان يونانى ، بر ممالك همدان و بروجرد و آن صفحات اطلاق مىكردهاند ( حاشيه ) .