نسبت مىدهد .
پسر او طهمورث متصل با سحره يا ديوان در جنگ بود ، فردوسى مطلقا بر خصمان اين سلسله نام ديو اطلاق مىكند و ، بنابر قول او ، از جلوس كيومرث تا جمشيد مشهور كه برادرزاده و جانشين طهمورث است ، صد و ده سال است ، و سلطنت جمشيد را هفتصد سال مىگويد . بعضى از مورخين ايام پادشاهى او را صد و پنجاه و برخى سيصد و پنجاه نوشتهاند .
بالجمله مصنفين را در ايام سلطنت او اختلاف است ، لاكن آنچه از جمشيد منقول است ، واضح است كه افسانه است و ، تاريخ عهدى است كه تغييرات و تبديلات بزرگ روى داده است . اول اينكه ، گويند جمشيد رعاياى خود را به چهار طبقه قسمت نمود و هر قسمتى را مرتبتى معين فرمود . و اين قول متفق عليه جميع مورخين اسلام است ، الا صاحب دبستان ، كه چنان كه مذكور شد ، تقسيم ناس را به مهاباد نسبت مىدهد .
از اين تقسيم چنين معلوم مىشود كه ، ايرانيان را در قديم الايام حال چون هندوان اين زمان بود و ، اختلاف طبقاتى كه حال در هندوستان است ، وقتى در ايران بوده است . اين مسئله قابل تحقيق است و شايد به اثبات آن دلايل عديده توان آورد ، لاكن مطالبى چند نيز دال بر عدم اين مطلب هستند ، كه على الظاهر خيلى قوت دارند ، به جهت اينكه ، نه مورخين يونان و نه مؤلفين ايران هيچكدام ، متوجه نشدهاند كه اختلاف طبقات ، چنان كه حال در هنود مشاهده مىشود ، گاهى در ايران بوده است ، چيزى بهجز نام طبقاتى كه قسمت كرده است نيست . و فردوسى كه در تعريف ملك و رسوم اهالى تفصيل مىدهد ، بعد از يك دفعه ذكر تقسيم مردم ، ديگر رجوع يا اشارتى به اين مطلب نمىكند . و اگر ما بخواهيم تاريخ هنود را بنويسيم ، اگر محال نباشد ، بسيار مشكل است كه فصول عديده در باب قوانين و رسوم ايشان نوشته نشود .
فردوسى بيان اسماء طبقات را بدين نوع مىنمايد :
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 129
مساهمون: سر جان ملكم
ص١٢٩