تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
صاحب دبستان ، اول پادشاه است از سلسلهء پنجم سلاطين ايران ، و عقيدهء زردشتيان آن است كه ، اول شخص عالم است . و مؤلفين اسلام متابعت تاريخ يهود مىكنند ، او را از نسل نوح مىدانند و پادشاه اول ايران مىنامند . هريك از مورخين كه با صدر اسلام معاصر بوده‌اند ، نوشته‌اند كه ، متابعين پيغمبر عرب ، از پايدارى و لجاجى كه ايرانيان در دفاع ملك و مذهب خويش نمودند ، چنان در خشم بودند كه چون دست يافتند . هرچيز كه اسباب تقويت ملت دانستند ، عرضهء دمار و هلاك ساختند ، شهرها با خاك يكسان و آتشكده‌ها با آتش سوخته شد ، و مؤبدانى را كه مواظب امور و مباشر خدمات معابد و هياكل بودند ، از تيغ گذرانيدند ، و كتب فضلاى ملت ، اعم از اينكه علوم مطلقا يا تاريخ يا كتب شريعت ، يا كسانى كه اين‌گونه كتب در تصرف ايشان بود ، در معرض تلف درآمدند . عرب متعصب در آن ايام بجز قرآن ، نه كتابى مىدانست نه مىخواست بداند . مؤبدان را مجوس مىناميدند و ايشان را ساحر مىدانستند و كتب ايشان را كتب سحر مىپنداشتند . و از حال كتب يونان و روم مىتوان قياس كرد كه كتب مملكتى مثل ايران چه‌قدر از آن طوفان باقى خواهد ماند . قريب چهارصد سال گذشت و كسى به جمع تاريخ پيشينيان نپرداخت . اول جهدى كه در اين باب شد ، گويند در عهد سلاطين سامانيه بود . مورخين را در اين باب اختلاف است ، بعضى نسبت به منصور اول ، و برخى به منصور ثانى مىدهند . زمره برآنند كه دقيقى شاعر ، كتاب شاهنامه را در زمان اسماعيل كه نخستين اين طايفه است شروع كرد . جامى گويد كه : دقيقى معاصر بود با نوح كه پادشاه چهارم از اين سلسله است و ، احتمال اين قول بيشتر است . درهرصورت ، چون امراى سامانيه خود را از نسل بهرام چوبين مىدانستند ، خواستند به جمع اخبار اسلاف خويش پرداخته نامى از ايشان بر صفحهء روزگار باقى گذارند در تاريخ مقدس مذكور است كه ، اعمال و افعال پادشاهان ايران در كتابى ثبت و ضبط بود ، و آن را تاريخ ايران مىناميدند مورخين اسلام گويند كه ،
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 127 | سر جان ملكم / ميرزا اسماعيل حيرت