داشتند و پرستش مىكردند . و مىتوان گفت كه ، يكى از تغييرات بزرگ كه زردشت در كيش پارسيان نمود ، ابداع اين رسم بود . و او در تقبيل « 1 » به آفتاب در وقت نماز موافقت معتقد ملت كرد و ، غايت احترام او مراخشيجان را تائيد و تقويت اين عمل نمود . ولى چون اسفندارمذ او را گفته بود كه ، زمين را از مردار پاك دارد ، سبب شد كه بعضى از عادات قديم را نسبت به دفن مردگان تغيير دهد .
بنابر قول هيرودوتوس ، ايرانيان مردگان خود را در خاك مىكردند ، لاكن جسد را در قبر نمىگذاردند ، تا اينكه گوشت آن را سگان يا مرغان مىخوردند . و اكنون رسم زردشتيان است كه مردگان خود را در بالاى قبرستان در برابر آفتاب مىگذارند و ، اين قبرستان در جائى است كه آب و آدمى را در آنجا گذر نيست . و چون گوشت جسد را مرغان خوردند ، يا به جهت هوا و آفتاب ريخت ، استخوانها بر خلاف ايام سابق كه هركس را در قبرى جداگانه مىنهادند ، در چاهى كه در وسط قبرستان مذكور به جهت عموم ملت كندهاند مىريزند .
القصه ، مشهور است كه زردشت را در علم نجوم يدى طولى بود و ، بدين جهت در زيجهاى طوالع نظر كردى و ، از اخبار آينده خبر دادى ، و اين علم از او به پيروان او منتقل شد .
بالجمله ، شرح جزئيات مذهب او را كتابى جداگانه بايد . بر هر ماهى و هر روزى فرشتهاى موكل است و ، اسماء اين فرشتگان و جمعى از اجنّه در كتاب او مذكور است .
بعد از مرگ او مردم مختلف شدند ، شعب مذهب به هزار رسيد ، كه مذهب مانى و مزدك كه مرقوم گشت ، از آن قبيل است . بالاخره در عهد سلطنت اردشير بابكان ، كه سرسلسلهء سلاطين ساسانيه است ، دوباره كيش قديم زردشتيان تقويت يافته و از آن روز باز ، احكام مؤبد بزرگ تا هنوز در ميان پيروان مذهب مجرى و مطاع است .
چون اجمالا شرححال زردشت در رشتهء تحرير درآمد ، كنون به ملاحظهء اسناد و اخبارى كه مبناى تاريخ ايران بر آن است پردازيم ، كيومرث بنا بر قول
هامش
( 1 ) - تقبيل : توجه و روى كردن .