چون اجزاى متفرقهء اين كتاب در نزد مؤبدان پارسى يافت شد ، جمع كرده به دقيقى شاعر سپردند ، و او را فرمان دادند تا تاريخ سلاطين عجم از كيومرث تا يزدجرد به نظم درآورد ، دقيقى چون هزار بيت در رشتهء نظم كشيد ، رشتهء حياتش به تيغ يكى از غلامان خويش منقطع شد ، و پس از آن فردوسى در عهد سلطان محمود غزنوى مباشر آن امر گشت . و كتاب فردوسى ، اگرچه افسانه و خيالات شاعرى بسيار دارد ، لاكن تقريبا جميع اخبارى كه در تاريخ قديم ايران و توران در ملك آسيا يافت مىشود ، در آن مندرج است .
اجزائى كه مضامين شاهنامه از آنها گرفته شده است ، در زبان پهلوى بود ، و چنين مىنمايد كه ، در ظهور اسلام جميع كتب ايرانى بجز كتب شريعت ، در در آن زمان نوشته مىشده است . و همچنين بايد ملاحظه شود كه در شاهنامه ، الفاظ پهلوى بهقدرى است كه فهميدن آنها در اين زمان بدون رجوع به لغت ممكن نيست . فى الحقيقه شاعر گويد : هيچ عربى استعمال نكرده است ، اگرچه اين محض ادعا است ، لاكن همينقدر شاهدى است قوى بر اينكه ، اگرچه كتابش مخلوط با افسانه و آراسته به خيالات شاعرى است ، قضاياى واقعه مطلقا از پهلوى منقول است . هيچيك از اجزاى مزبوره در دست نيست . معلوم است بعد از تأليف و ترتيب شاهنامه نسخهاى قديم به بىاعتنائى از ميان رفته است ، و اگر هم احيانا حفظ شده باشد ، محتمل است كه در خزانهء سلاطين غزنوى بوده است . در اين صورت بايد در فتنهء غوريان كه غزنين به باد نهب و تاراج رفت ، آن اجزا نيز از دست رفته و ضايع شده باشد .
مورخين يونان را از سلسلهء پيشداديان خبرى نيست ، بنابراين ، اخبارى كه فردوسى از اين طايفه نقل مىكند قابلتوجه و لايق التفات است .
در تاريخ كيومرث ، بهجز اينكه مردم را از حالت جهالت بازآورده و ، بعضى از صنايع احداث كرده و آموخته است ، چيزى ديگر نيست .
هوشنگ تغيير مذهب مردم كرد و فردوسى آتشپرستى را به او
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 128
مساهمون: سر جان ملكم
ص١٢٨