تمثال آفتاب از زر بود ، و آن صورت مردى بود بر اسب سوار با دو سر و بر هر سر آن تاجى هفت كنگرهء مرصع « 1 » به يواقيت « 2 » و ، اگرچه اين تمثال را چهرهء مردم بود ، ولى دمى مانند اژدها و در دست راست شيشهء روغنى و ، در دست چپ شانهاى داشت .
تمثال عطارد را چهرهء خوك و تن و دم ماهى بود ، و تاجى بر سر و خامهاى در دست راست و دواتى در دست چپ داشت .
تمثال ماه صورت آدمى بود كه بر گاوى سفيد نشسته و در دست راست عصائى از ياقوت و در دست چپ شاخى از ريحان گرفته .
على الجمله ، مصنف تفصيلى در باب گنبدها و هياكل و بخورات اين اصنام و طبقات پرستندگان و قانون پرستش ايشان ذكر مىكند و گويد كه : سيارگان ، اجرام كروى الشكلند و در عالم خيال ارواح ايشان در نظر انبيا و اوليا و حكما به اين صور متصور شدهاند . و گويد كه : ارواح مذكوره مكرر متشكل به اشكال مختلفه بروز كرده ، و بنابرآن اختلاف در تماثيل ايشان شده است .
چنان كه مرقوم گشت ، دين بتپرستى كه محسن فانى نسبت به پارسيان قديم مىدهد ، شباهتى به مذهب هنود ندارد ، بلكه نزديكتر است به مذهب صابئين كه به خداوند قايلند ، و لاكن سيارگان را مدبر امور عالم مىدانند . گفته شده است كه ، صابئين متابعت كلدانيين قديم نموده و علم نجوم از آن طائفه ميراث گرفتهاند .
و اين علمى است كه اصلا مأخوذ از پرستش ستارگان است و بنيادش نيز بر همان پايه است . و همچنين نام كتابى كه محسن فانى نقل اين شرايع را از آن مىكند ، اخترستان مىگويند . و اين نام بيشتر دلالت دارد بر اينكه رسالهاى است در علم نجوم نه در قانون شرع . اگرچه ممكن نيست تفصيلى چنان كه بايد ، در باب مشابهت مذهبى كه صاحب دبستان به ايرانيان قديم نسبت مىدهد ، [ با ] مذهب صابئين كه
هامش
( 1 ) - مرصع : جواهرنشان ( معين ) .
( 2 ) - يواقيت جمع ياقوت ( معين ) .