تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
صورت ازدياد مىپذيرد ، و چون ملاحظه شود كه مؤلف كتاب مزبور اگرچه مقر به دين اسلام لاكن صوفى بود و اعتقادى تمام به اوهام و ترهات براهمه داشت ، اصول عقايد او بايد او را با متصوفه و مردم وهمى اين طايفه آشنا كرده باشد . عجب نيست كه مردى چنين با معلومات و تخيلات شاعرى ، اقسام خيالات در كتاب خود به كار برده و در تعديل ما بين قوانين متضاده كوشش نمايد . از جملهء كتبى كه محسن فانى ذكر مىكند ، دساتير است . در برهان قاطع نيز ذكر اين كتاب هست . اين كتاب در اواخر يافت شده است ، و حال در تصرف ملا فيروز است كه يكى از علماى بسيار محترم فارسيان است و از سكنهء بمبئى است ، كه جمعى ديگر از اين طائفه سكونت دارند و ، دساتير را چنان دانند كه چهارده پيغمبر نوشته‌اند كه اول ايشان مهاباد و آخر ايشان ساسان پنجم است . و اين ساسان در زمان خسرو پرويز بود و ، اين كتاب را به فارسى ترجمه نمود . و از او اخبارى كه خود از آينده داده است به آن منضم ساخت . اين كتاب را كتاب مقدس خوانند . مملو است از ستايش خداوند و مدح آفتاب و ماه و ساير ستارگان ، بنابرين واضح است كه در ايامى كه اهالى ايران پرستش خالق و اجرام سماوى مىنمودند ، نوشته شده است . بعضى را عقيده آنست كه پرستش آفتاب از رسوم خيلى قديمهء عالم است . يكى از علماى احباب مؤلف خبر داد كه شرق را در عبرى پيش ، و غرب را پس ، و جنوب را راست ، و شمال را تاريك يا پوشيده گويند . از سه لفظ اول معلوم مىشود وضع ساجد شمس ، و لفظ آخر كاشف عقيده‌اى است كه مردم اوايل داشته‌اند ، در اينكه طرف شمال كره مخوف است . على الجمله ، صاحب دبستان به رسايل ديگر نيز رجوع مىكند . لاكن بر فرض تسليم كه رسايلى كه در قرون عديده باوجود تفحص و تجسس بسيار كسى را ميسر نشد ، او را به دست افتاده ، بدون مشاهدهء آن كتب نمىتوان بر كسى كه اين قسم روايات نقل مىكند اعتبار كرد . ولى بلاشك غريب‌تر از همهء مطالب دبستان ، اخبار متعلقهء به مذهب اهالى ايران است قبل از ظهور زردشت .