مرقوم گشت داده شود ، به سبب اينكه ، اخبارى كه از قواعد صابئين در دست است بسيار مختصر و مجمل است . لاكن محقق است كه تا مدتى بعد از ظهور اسلام نيز ، بسيارى از فضلاى ممالك آسيا همين مذهب را داشتهاند . و گويند كه در قرن سيوم هجرى كتابى مشحون بر قواعد و كاشف از رسوم و قوانين شريعت ايشان تأليف شد و ، حال گويند آن كتاب مفقود است . و بديع نيست كه كتبى كه در آن علم شريعت با قوانين نجوم پيوند شده باشد ، در ممالك شرقيه بيشتر دوام كند تا در بلاد غربيه . و اگر چه بازار علم نجوم در اين اواخر در فرنگستان كاسد شد ، هنوز در جميع ممالك آسيا رواجى تام دارد . نه در ايران و نه در هندوستان ، كسى نيست كه فضلى داشته و از نجوم بىبهره باشد ، و كتابهاى كمياب اين علم را قيمت بيشاز ساير كتب است .
و در وقت كشيدن زايجهء طالع يا اخبار از وقايع ، لازم دانند كه ستايش سيارگان كنند ، به نوعى كه مؤيد قول صاحب دبستان در باب پرستش سبعهء سياره مىشود .
بنابراين مقدمات ، احتمال دارد كه تفصيلى كه صاحب دبستان در باب مذهب اهالى ايران قبل از ظهور زردشت مىنويسد ، يا بايد راجع باشد به زمان قبل از هوشنگ ، و رسوم سحره و دشمنان سلسلهء پيشداديان كه ايشان را ديو نيز گويند و ، هوشنگ ايشان را برانداخت ، و يا اينكه از رسوم و قواعد صابئين مأخوذ باشد .
اگر قبول يكى از اين آرا نشود ، بايد گفت كه ، اين قصه محض افسانهاى است كه اختراع شده است . و اين نيز غايت اشكال دارد ، زيرا كه نمىتوان معلوم كرد كه مقصود از بهمبافتن چنين افسانهاى چه بوده است . و اگر نسبت به زمان قبل از هوشنگ بدهيم ، دو اعتراض قوى بر بودن اين مذهب در ايران دفع مىشود : اول اينكه در تماثيلى كه در اصطخر و ساير آثارى كه در اطراف مملكت يافت مىشود هيچيك از صور منسوبهء به هياكل مزبوره نيست ، زيرا كه آثارى كه مانده است بعد از زمان هوشنگ بنا شده است . و ديگر اينكه هيرودوتوس كه از معتبرين مورخين يونان و تولدش چهارصد و چهل و چهار سال قبل از تاريخ مسيحى است ، گويد كه : ايرانيان را هياكل و اصنام و تماثيل نبود . و هم او گويد كه : پارسيان قربانيهاى خود را بر سر
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 121
مساهمون: سر جان ملكم
ص١٢١