صفحات يافت مىشود ، و فى الحقيقه عربستان را از يمن مىتوانيم قياس كرد . قلت زراعت و درختستانهاى كمدرخت و متفرق و چشمهاى كوچك آب شيرين اين ملك ، فقط كسانى را لذت مىبخشد كه گاهى زراعتى نديدهاند و بسيار كم سايهء درختى يافتهاند كه از تاب آفتاب بدان پناه برند ، و در هنگام تشنگى به آبهاى شور صحرا اطفاى حرارت نمودهاند . سكنهء اين ملك هنوز بر اصل و عادت قديم خود باقى هستند و با ملك ديگر مخالطت و امتزاج ننموده و دعوى مىكنند كه ملك ايشان هرگز مفتوح نشده است . و خبرى هم در دست نيست كه دلالت كند بر اينكه جميع عربستان به تصرف ملل خارجيه رفته است ، لاكن وقتى روميان قدرى از عربستان را به حيطهء تصرف آوردند ، و ملك يمن با بعضى ديگر از بلاد متصلهء به آن غالب پايمال لشكر و خراجگذار كشور ايران بودهاند . اما اينكه سلاطين ايران و روم تا صحارى و قفار « 1 » را به دست نياوردند به تسخير ساير بلاد عربستان نپرداختند ، مىشود سبب آن غير از شجاعت سكنهء آن بلاد باشد . آزادى حق جميع كسانى است كه به روزگار محنت و سختى راضى شوند . تلال « 2 » و قفار هميشه به اين مخصوص احرار و ابطال « 3 » است و كسانى كه به سكونت كوه و هامون تن دردهند ، از حملات ساير بنى نوع انسان معاف خواهند بود ، زيرا كه حرص و حبّ جاه فقط حسد بر دولت و بزرگى مىبرد ، پس بديهى است كه ارض لم يزرع و خلق وحشى كه به هيچ زحمت رام و به هرگونه محنت مخل آرام نگردند ، مطمحنظر نخواهند گشت . اهالى عربستان بسيار قوى نيستند لاكن خوشتركيب و چالاكند ، و به مقتضاى عادت و تربيت ، از خطر نينديشند و از تعب باك ندارند . حدّت خاطر عرب از ادراكش بيش است ، و از روى طبيعت به غايت زودباور و ، با حدّت مزاح است . « 4 » در طرب و تعب با اسب و شتر خود
هامش
( 1 ) - قفار بالفتح ، زمين خالى از آب و گياه ( ح ) .
( 2 ) - تلال بفتح يكم و كسر چهارم ، زمين بلند و تودهاى كه سرش بس فراخ نباشد ( ح ) .
( 3 ) - ابطال : آزادگان و شجاعان ( معين ) .
( 4 ) - مزاح ، به معنى هزل و ظرافت و خوشطبعى و مسخرگى نمودن است ( ح ) .