تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
برباد شود ، خسرو او را از مداين اخراج كرده بود ، و او در اصطخر مىزيست . اين پادشاه شايد مانند ديگران بود ، و چنين مىنمايد كه قابل پادشاهى نبود ، و از فاتحهء جلوس تا خاتمهء حيات ، دستخوش امرا بود . سلطنت يزدجرد در ميان اهل تاريخ نوع شهرتى يافت ، بدان جهت كه مملكت ايران در آن عهد چنان كه ضرب المثل ايرانيان بود ، به چنگ جمعى از سوسمارخواران عور يعنى اعراب افتاد . هيچ‌يك از اسباب متداوله سبب واقعه‌اى چنين بزرگ نمىتواند شد . ايرانيان را از در تعصب و حب وطن ، عقيدت آن است كه اين امر يكى از معجزات بزرگ بود كه به سبب آن خداوند بر عالميان روشن كرد كه شريعت محمدى ( ص ) بر حق است . اما اگر به قاعدهء امور دنيوى در اين امر عظيم ملاحظه شود ، يافته مىشود كه سلطنتى مثل سلطنت ايران مستغرق در اسباب تجمل و از دو جهت ضعيف يكى به جهت اختلاف ملكى و ملى ، و ديگر به جهت محاربات خارجيه ، كه خزانهء مملكت را خالى ساخته ، و به سبب ضعف و سالخوردگى
عَلى شَفا جُرُفٍ هارٍ
، بود « 1 » مقاومت نمىتوانست نمود ؛ باقطاع الطريق اعراب كه از نشاء مصاعف « 2 » اميد دنيا و آخرت سرمست ، و مثل سيل قاصف « 3 » بر ملل اطراف و حوالى مىتاختند . لاكن قبل از تفصيل اين خرابى هايل لازم است كه چند كلمه‌اى در باب ملك و طبيعت و شريعت اعراب تحرير شود . اگرچه جبال منيعه « 4 » در عربستان متعدد است ، ولى غالب اطراف اين ملك صحراهاى مسطح رمل‌زار بىآب و گياه است ، و بدين سبب بنى نوع انسان كمتر در آن
هامش
( 1 ) - سورهء توبه ، 119 . ( 2 ) - صعاف ( جمع ) : و نوعى از شراب كه اهل يمن از شهد گيرند ، يا انگور را شكسته در ظرفى اندازند تا جهش زند و كفك اندازد ( منتهى الارب ) . ( 3 ) - قاصف بالفتح ، باد شكننده ( ح ) . ( 4 ) - عربستان مانند جزيره است ، يعنى از همه اطراف آب احاطه دارد مگر از يك طرف ( حاشيه ) .