تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
در تصرف سپاه او آمد ، برباد رفت تا سراهاى سلطنت او آباد گشت . اما اگرچه خسرو در تجمل اوضاع پادشاهى از جميع سلاطين كه نامشان در دفاتر ثبت است ، پيش بود ، و در اجراى لذات و استيفاى شهوات از همگنان بيش ، ولى هم او مثلى است نيكو به جهت بىثباتى زمانه و ناپايدارى بخت انسانى . مؤلفين اسلام نكبات « 1 » اواخر عمر خسرو را به جهت دريدن كاغذ پيغمبر خدا مىدانند ، و هنوز اين خيال در اهالى ايران باقى است . چنانچه در سنهء هزار و هشتصد عيسوى ، در كنار قراسو بودم به شخصى ايرانى گفتم : كنارهء رود خيلى بلند است و مشكل است كه آبش به كار زراعت استعمال شود ، گفت : وقتى اين رودخانه جميع اين ملك را آب مىداد ، لاكن چون خسرو ديوانه كاغذ پيغمبر را پاره كرده ، در اين آب انداخت ، آب فرورفت و قهر الهى بر آن رسيده بىفايده ماند . مورخين عيسوى گويند : به سبب ظلم و تعدّى بود كه لشكر او در ممالك روم كردند . لاكن سبب زوال دولت او واضح است . هرقل روم ديد كه يا بايد ملك را رها كند ، يا جهدى بليغ نموده دشمن را از ملك خود براند . در ابتدا خيال گريختن كرد ، لاكن يكى از قسيسين بر ارادهء او آگاهى يافته مانع شد و او را سوگند داد كه ملك را رها نكند . تفصيل فتوحات هرقل در تاريخ روم مسطور است ، و اهالى شرق نيز انكار ننموده‌اند . حملهء سپاه روم بغتتا به ممالك ايران ، خسرو را از خواب غفلت بيدار ساخت ، و در مدت شش سال متوالى ، ديد كه جميع مفتوحات خارجيه و غالب بلاد داخليهء او از دست رفت . لشكر دشمن در اطراف ملك منتشر شد . سپاه ايران در هر عزيمت هزيمت يافت . از يك طرف تا بحر خزر ، و از سمت ديگر تا اصفهان عرضهء تاخت و تاراج گشت . سراهاى سلطنت و خزانهاى ملكى بر باد و اعوان پادشاهى متفرق شدند . خسرو اين همه‌حال مىديد و قدمى به ممانعت خصم برنمىداشت ، و در
هامش
( 1 ) - نكبات ، جمع نكبت : مصيبتها ، رنجها ( معين ) .