لشكر به روم كشيد . و پسرى از قيصر ماريث با يكى از پسران خسرو در آن لشكر بودند . مورخين روم برآنند كه پسر قيصر نبود ، بلكه مجهول النسب بود . و در آن اوقات فكاس نام ، يكى از يوزباشيان ، به دستيارى جمعى از اوباش بر قسطنطنيه استيلا يافته بر سرير سلطنت برآمده ، لاكن احكام او را غالبا بيرون از ديوار شهر اطاعت نمىكردند . و در اين حالت مقاومت با لشكر ايران ممتنع بود ، دارا و ديگر قلاع مستحكمهء ثغور بدون منازعت به تصرف ايرانيان آمد ، و بلاد شام و فلسطين باسره « 1 » عرصهء بلاء و عرضهء « 2 » نهب و تاراج گشت . بيت المقدس مفتوح شد و صليب اصل را كه در قاب طلا گرفته و در زمين دفن كرده بودند ، بيرون آورده به ايران فرستادند . و مورخين آن ملك كه اين تفصيل را نوشتهاند گويند كه : جمعى كثير از رهاب و قديسين « 3 » را با صليب به اسيرى بردند .
مؤلف تاريخ روم ، گيبن گويد كه : فتح بيت المقدس كه پيشنهاد « 4 » خاطر نوشيروان بود ، به دست نبيرهء او وقوع يافت ، و او به خرابى بيت المقدس ، كه از بزرگترين آثار مذهب عيسوى بود ، حكم داد . و به جهت اين جنگ بيست و شش هزار نفر يهود كه تعصب جبران عدم جلادت ايشان مىنمود ، در تعداد سپاه او منتظم گشتند . بعد از فتح جليل و جردان يورش به بيت المقدس برده مسخر نمودند .
قبر مسيح و كليساهاى ملوكانهء هلن و قسطنطين را آتش زدند ، و قسيس بزرگ را كه زكريا نام داشت ، با صليب اصل به ايران بردند . و گويند نود هزار عيسوى به تيغ يهود و اعرابى كه در لشكر ايران بودند به قتل رسيدند .
بالجمله ، در وقتى كه سرداران ايران به تسخير ممالك روم مشغول بودند ، خسرو را اسباب لهو و لعبى ، كه ناديده هيچ ديده و نشنيده هيچ گوش ، جمع بود .
هامش
( 1 ) - باسره : بتمامى و همه ( برداشت از منتهى الارب ) .
( 2 ) - عرضه بالضم ، همت و حيله و فن كشتى گرفتن . و بالفتح ، - آشكارا كردن ( ح ) .
( 3 ) - رهاب و قسيسين ، راهب : عابد مسيحى و ترساى پارسا ، قسيس : كشيش ترسايان و روحانى مسيحى ( معين ) . رهاب و قسيسين جمع راهب و قسيس .
( 4 ) - در اصل : پيشنهاد .