تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
در زينة التواريخ مسطور است كه ، مدارس به جهت تحصيل علوم بنياد نمود ، و چنان اهتمام در احترام علما مىنمود كه ، فلاسفهء يونان به دربار وى ميل كردند . مملكت را به چهار قسم منقسم ساخت : يكى خراسان و سيستان و كرمان . ديگر اصفهان و قم و گيلان و آذربايجان و ارمنيّه . سيوم فارس و اهواز . چهارم عراق تا سرحد روم . اصفهان و قم در حقيقت از عراق محسوبند ، اما در اين تقسيم خارج شده‌اند . ذكرى از مازندران نيست ، شايد در اوايل سلطنت نوشيروان در دست تركان بوده است . عراق ، در اين مقام ، چنانچه بسيارى از مقامات ديگر ، شامل عراق عرب و عجم هردو است . القصه ، انوشيروان ادارهء امور مملكت را قوانين نيكو وضع نمود ، و سياست و آگاهى او از دقايق امور به حدى بود كه كسى را ياراى خلاف نماند . عدل و انصاف او سبب كلى آبادى ممالك شد . گويند : در اجراى كارها به رأى و رؤيت بوذرجمهر كه وزير او بود استعانت جستى .

حالات بوذرجمهر

از احوال بوذرجمهر نوشته‌اند كه : شبى كسرى در خواب ديد كه ، جامى شراب در دست و ارادهء نوشيدن آن داشت ، ناگاه گرازى نمودار شده آن جام را درربود ، و چون كسى بر وفق دلخواه تعبير آن خواب نتوانست ، كسرى سرهنگى را به اطراف فرستاد تا هرجا معبّرى دانشمند يافت شود ، به درگاه رساند . در آن ايام بوذرجمهر در مرو به تحصيل علوم مشغول بود ، چون آن سرهنگ بدان ولايت رسيد و سبب مسافرت او معلوم شد ، بوذرجمهر گفت : من آن خواب را تعبير كنم ، ولى آن را جز به پادشاه نگويم . لهذا به خدمت كسرى رسيده گفت : در حرم پادشاه جوانى است با يكى از خواتين راه دارد . انوشيروان حكم كرد تا زنان حرمسرا برهنه به نظر او درآيند . پسر معلوم شده با معشوقهء او به قتل رسيد ، و كار بوذرجمهر بالا گرفت .