تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
شهرهاى معتبر است و در حدود گرجستان واقع است و حال در تصرف روس است . در حقيقت تغييرات عظيمه كه در چند قرن صورت وقوع يافت ، محل اعتبار است . دولت ايران كه حريف بزرگ سلطنت روم بود ، امروز مىنمايد كه نمىتواند با امواج ترقيات و فتوحات مقاومت كند . عجبتر اينكه اين امواج نه از سرچشمهء اوايل علوم يعنى ممالك شرقيه و غربيه ، بل از بلاد افسردهء شماليه است ، از زمينى كه نام آن بر مؤرخين ايران مجهول ، سالها سكنه و قطان « 1 » آن سرزمين مردم وحشى و جاهل بوده‌اند ، و همين مردم به مدد استجماع اسباب قويه و حذاقت بعضى از سلاطين ايشان و متابعت اهالى جنوب فرنگستان و رسوخ شريعتى كه در هرجا باعث اصلاح حال بنى نوع انسان شد ، بر جميع عوايق طبيعى كه سد راه ترقى ايشان گشت ، غالب آمده ، به معارج منيع و مدارج رفيع دولت و حشمت ترقى كردند . در اواخر پادشاهى قباد ، قيصر روم شهر معروف و مستحكم دارا را بنا كرد ، به جهت اينكه لشكرى در آنجا بدارد كه ، در هنگام ضرورت ، مانع حركت سپاه ايران باشد . در تاريخ گيبن مسطور است كه ، دارا در جزيرة العرب به مسافت چهارده ميل از نصيبين و چهار روزه راه از دجله واقع است . شهر دارا دو حصار داشت كه مسافت ما بين دو ديوار آن پنجاه قدم بود . و استحكام قلعه مىنمايد كه ، مثل استحكامات اين اوقات بوده است ، به اين معنى كه ديوارها بنا گذاشته و برجها بر هر ديوار تعبيه نموده كه در آن سوراخها به جهت انداختن تير و تفنگ و امثال آن ، از آلات حرب و غرفها و ، جاها به جهت نشستن محصورين ساخته بودند . و دور شهر خندقى بود كه هروقت مىخواستند با آب رودخانه پر مىكردند . و اين قلعه مدتى دراز محل رشك و اعتماد ايران و روم بود . گيبن صاحب گويد : تا مدت شصت سال از عهدهء مطلبى كه آن قلعه را به جهت آن ساخته بودند ، برآمد ، لاكن قبل از آن‌كه قبول اين قول شود ، بايد ملاحظه نمود كه بناى اين قلعه
هامش
( 1 ) - قطان : باشندگان و مقيمان ( ح ) .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 87 | سر جان ملكم / ميرزا اسماعيل حيرت