كندند و روى آن را به خاك و چوبهاى خفيف پوشيده بطوريكه شبيه به زمين باشد ، و چند راه پنهان نيز در آن نهادند . و خوشنواز چون به موكب فيروز رسيد ، عهدنامه را بر سر نيزه كرده در برابر فيروز فصلى از وخامت غدر خوانده از وى درخواست كرد تا دست از معادات بدارد ، اما سودى بر آن مترتب نشد . بعد از لحظهاى دو لشكر برهم خوردند ، سپاه خوشنواز پشت داده و از راهى كه در ميان خندق بود گذشتند ، و لشكر ايران متعاقب ايشان در مغاك « 1 » هلاك افتادند . عسكر هياطله برگشته دست به قتل و غارت گشادند . فيروز در آن مغاك نفس آخرين كشيد ، و دخترش اسير گشت ، لاكن چون بلاش ابن فيروز جاى پدر گرفت ، ملك هياطله خواهر او را با جميع اسيران رد كرد . مدت سلطنت فيروز بيست و شش و به قولى بيست و يك سال بود و ، او پادشاهى شجاع بود ، چنان كه از لقبش كه مردانه است معلوم مىشود .
سلطنت بلاش
چون بلاش به تخت ملك برآمد ، برادرش قباد كه دعوى تاجوتخت داشت ، به ماوراء النهر گريخت و به خوشنواز مذكور پناه برد .
فردوسى گويد كه : قباد در جنگى كه فيروز جان به باد داد ، در معرض اسار آمد ، و سوخراى والى زابل با لشكرى گران به جانب خوشنواز رفته جنگ درپيوست ، و آخر الامر كار به مصالحه انجاميده خوشنواز قباد را رها كرد . سوخراى قباد را بر تخت نشانيده و برادرش را بعد از آنكه چهار سال سلطنت كرده بود از پادشاهى خلع نمود .
اما مؤرخين روم را عقيده اين است كه ، بلاش برادر فيروز بود و در غياب فيروز به نيابت پادشاه بود . و اين قول شايد صحيح باشد .
آثار در تخت جمشيد فارس
صورت شاهپور بزرگ در كوه
هامش
( 1 ) - مغاك : گودال ( معين ) .