مسافرين روس بسيارى از اين طائفه را ديدهاند كه با اهالى تركستان در رسوم و زبان كمال اختلاف دارند و ، ساير سكنه از قبيل زراع و تجار بايد به جهت طبيعت حرفت و صنعتى كه دارند از تغييراتى كه شامل حال لشكريان است ، مصون باشد .
و قسمت خلق ترك و تاجيك كه فى زماننا هذا « 1 » مىشود و ، معنى تحت اللفظ آن مردم لشكرى و ملكى است ، بهطور يقين مىتوان گفت كه از قديم الايام مستعمل اين بلاد بوده است .
مؤرخين فرنگستان نوشتهاند كه : هياطله كه يكى از قبايل تاتار و منشاءشان از صحراهاى قريب به ديوار شمالى چين است ، قريب به اين ايام صاحب بلاد ماوراء النهر گشته . و معتبرين مؤرخين اسلام چون به تاريخ اين وقت مىرسند ، نام توران [ را ] تغيير داده تركستان مىخوانند و ، اهالى بلاد را ترك مىنامند . گاهى گويند كه اصل اين طائفه از ماوراى سيحون است ، و گاهى منشاء ايشان را چنين مىنويسند .
مؤرخين شرق كه تاريخ قديم ايران را نوشتهاند ، اگرچه در كليات امور غالبا صحيح نويسند ، الا اينكه علم تفصيل اوقات و جغرافيا ندارند . استعمال لفظ تركستان و ترك در اين موضع واضح است كه به سبب قبايل اتراك است كه چندسال بعد ازين مقدمه ظهور كرده و هياطله را از بلادى كه از سيثانيان گرفته بودند بيرون كردند . و دلايل بسيار است بر اينكه لشكرى از هياطله در عهد بهرامگور در ايران تاختوتاز كردند و به يكى از سلاطين اين طايفه بود كه فيروز درآنوقت پناه برد ، و نام او بنابر بعضى از مؤرخين اسلام خوشنواز بود ؛ فردوسى او را خاقان مىخواند ، و خاقان لقب پادشاه اتراك است كه هياطله را بيرون كردند .
سلطنت هرمز
بالجمله ، خوشنواز شاهزاده را حمايت كرده و فيروز با سى هزار لشكر بهطرف ايران آمده ، ايرانيان نيز به او پيوستند و بهاينسبب به آسانى بر برادر غالب آمده ، و هرمز بيچاره بعد از يك سال
هامش
( 1 ) - در اين زمان .