بر اين ملك مسلط شدهاند ، لاكن احتمال دارد كه همه از يك اصلند « 1 » ، زيرا كه ، اگرچه نامهاى متعدد داشتند ، الا اينكه عادات و طباعشان هميشه يكى بوده است . سيثانيانى كه مورخين يونان نوشتهاند ، چندان تفاوتى با تاتار حال ندارند .
قبل از زمان اسكندر در بلاد ماوراء النهر طايفهاى مسكن داشتهاند كه نام ايشان ساساى بوده ، و جتاى و ماساجتاى دو قبيلهء مقتدر اين طائفه بودهاند ، و افراسياب پادشاه طايفهء دوم بوده است ، و ممالكى كه ما بين جيحون و سيحون واقع است مورخين ايران توران مىنامند ، لاكن نامى از عشاير و قبايل آن ديار مذكور نيست و ، آنچه از حد توران مىگذرد متعلق به چين و ختا « 2 » مىدانند . از هر تاريخى معلوم است كه از قديم الايام تا به حال صحرانشينان اين ملك متصل در تغييرند و گاهى غالب و گاهى مغلوب بودند . در بعضى اوقات ايشان را به تنظيم و توسعهء ملك خويش مشغول مىبينيم « 3 » ، و اوقات ديگر مجبور به رها كردن ملك خود و تاختوتاز ساير بلاد باسيل « 4 » ، و چون به حدود آسياى جنوبى و اروپا رسيدهاند ، قوت تاختوتاراجى كه از درياى منجمد شمالى برخاسته و پيش از آنكه موج قهارش فرونشيند روى به معمورهء بلاد فرنگستان نهاده و به اقصى بلاد درياى هند و بعيدتر سواحل بحر اتلنتيك رسيده ملحق شدهاند ، لاكن اين تعريف بر جميع صادق نيست ، بلى صادق است بر قبايل بزرگ كه در صحراها اقامت داشته ، و چون نوبت به ايشان رسيده ، سلطنت آن مملكت وسيع نيز كردهاند .
شك نيست كه بسيارى از بنى نوع انسان چون در زمين مسطح از مقاومت اعدا و قطاع الطريق عاجز شدهاند ، پناه به كوههاى بلند صعب الارتفاع كه در آن بلاد است بردهاند ، و بعضى از ايشان نسلا بعد نسل زبان و عادات خود را بگذاشتهاند ،
هامش
( 1 ) - در اصل : اصلاند .
( 2 ) - در اصلا : خطا .
( 3 ) - در اصل : مىبينم .
( 4 ) - كذا .