بعد از رجوع از هندوستان ، لشكر به عربستان كشيده آن صفحات را به باد نهب و غارت داد ، و اثر شمشيرش تا حوالى قسطنطنيه رسيد . لاكن محقق است كه در جنگ ما بين بهرام با تئودوسيوس قيصر روم ، ظفر از هيچ طرف نبود ، و بالاخره به مصالحه گذشت و مقرر شد كه تا صد سال جنگ ما بين دو كشور نشود .
مؤلف تاريخ دولت روم گيبن « 1 » كه از فصحاى مورخين انگلند است گويد كه :
اگرچه در اين جنگ از هيچطرف كارى ساخته و نامى بلند نشد ، ولى نام آن به جهت حركتى كه قسيس اميدا كرد در دفاتر زمان ثبت است . آن مرد كه فى الحقيقه مردى بود ديندار ، بدون آنكه از كسى انديشد ، اظهار نمود كه اوانى ذهب و فضه « 2 » به كار خداوندى كه از اكل و شرب مبراست ، نمىخورد . پس جميع ظروف طلا و نقره كه در كليسا بود فروخته هفت هزار نفر از اسراى ايران را خريده و بازاد و راحله روانهء مملكت خود نمود ، تا بهرام را از حقيقت دين عيسوى باخبر سازند .
بهرام را به صيد گور شعفى تمام بود ، روزى در اثناى شكار با اسب به چاهى فرورفته پس از آن اثرى ازو پديدار نگشت ، و اين قضيه در درهاى كه فيما بين شيراز و اصفهان است واقع شد ، و اين دره را نام تا امروز درهء بهادران است ، به جهت اينكه غالبا شكارگاه پادشاهان و امراى ايران بوده است . دره را چمنهاى وسيع و مراتع و چراگاههاى خصبه و نيكو و صيدهاى بسيار است ، و پر است از چشمهاى بزرگ و عميق ، كه گويند منابع آنها با هم مرتبط است ، و در اين صورت عجيب نيست كه جسد بهرام با وجود تفحص و تجسس كه مادرش نمود ، يافت نشد .
و در همينجا بود كه ، قصهء تيراندازى بهرام و گاو بر دوش برداشتن گلندام و مثل كار نيكو كردن از پركردن است « 3 » .
هامش
( 1 ) - گيبن صاحب ، يكى از مورخين است ( ح ) .
( 2 ) - اوانى ذهب و فضه : آبخورها و آبدانهاى زر و سيم ( معين ) .
( 3 ) - كذا .