تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
در روضة الصفا مسطور است كه يازده سال و ، در زينة التواريخ پانزده سال پادشاهى كرد ؛ روزى در لشكر او غوغا شده خود به جهت تسكين فتنه بيرون آمد ، تبرى بر مقتل او رسيده درگذشت .

پادشاهى يزدجرد

بعد از بهرام يزدجرد اثيم بر تخت برآمد . بعضى يزدجرد را برادر و برخى پسر بهرام دانند . مورخين ايران اتفاق دارند كه يزدجرد پادشاهى ظالم و خونخوار و متكبر و جبار بود ، و بعد از شانزده سال پادشاهى به لگد اسبى پى سپر راه عدم گشته خلايق ازو استخلاص يافتند . يزدجرد را فرزندان بسيار شدند مگر هيچ‌كدام به سن رهاق نرسيدند الا بهرام ، كه بنابر استصواب منجمين ، پدر او را به عربستان فرستاده تربيت او را به نعمان بن امرء القيس ، كه در آن اوان رياست جميع اعرابى كه در تحت حمايت دولت ايران مىزيستند به او مفوض بود [ واگذاشت ] مورخين روم را در شرح اخلاق يزدجرد با مؤلفين ايران اختلاف كلى است ، ايرانيان ظالم و خونخوارش خوانند ، روميان صالح و دين‌دارش دانند . يكى از محررين روم گويد كه : قيصر اركاديوس پسر خود را در مرض موت به يزدجرد سپرده درخواست كرد كه حمايت از وى دريغ ندارد و ، يزدجرد نيز چنان از عهدهء عهد برآمد كه نام شموئل عاديا را بر طاق نسيان نهاد . يكى از محررين مسيحى نيز تصديق اين قول مىكند ، اگرچه گناهى بزرگ مىداند كه چنين امانت را كسى به دست دشمن اجنبى خارج مذهب بسپارد . ناقل اين اقوال خود گويد كه : چون اين حكايت از ساير مورخين نرسيده و ثابت نشده است ، قابل اعتبار نيست . درهرصورت ، ازين معلوم مىشود كه يزدجرد در روم ، به نيكنامى مشهور بوده است ، و احتمال دارد همين حكايت سبب شهرت و نيكنامى او در آن جانب و باعث بدنامى در ملك خود باشد . مكرر ذكر شده است كه مؤرخين قديم ايران چنان كه ساير ملل ديگر ، همه كسانى بوده‌اند كه سررشتهء مذاهب آن ملت در دست داشته باشند و ، لابد يزگرد
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 73 | سر جان ملكم / ميرزا اسماعيل حيرت