عراق به نصيبين فرستاد كه در آنجا سكنى ، و زمينهاى اطراف شهر را زراعت كنند .
اين است نقل قول ايرانيان در باب جنگ مشهور جوليان قيصر روم ، و فتح بزرگى كه به اين پادشاه نسبت مىدهند . بايد اشارتى باشد به جنگى كه جوليان بعد از عبور از دجله در پشت ديوار مداين كرد . حركت شاپور را درين قضيه درست و خوب نقل مىكند ، باز به قاعدهء هميشه ، ويران ساختن ملك و تاختو تاز نمودن مثل قطاع الطريق « 1 » ، ظفر ايرانيان را شد . فرار جوليان را ذكر كردهاند ، لاكن فوتش مذكور نيست ، و اين معنى گويا سبب آن است كه مىخواهند بگويند كه ، فتح مذكور را سببى بجز شهامت و حكمت خود شاپور نبود .
به قول صاحب زينة التواريخ ايام سلطنتش چند ماهى بيشاز عمرش و عمرش هفتاد و يك سال بود .
در عهد او ايران نهايت ترقى داشت و حدود مملكت از هر جانب بسط يافت . بر دولت روم غلبه كرد و نصيبين را با اكثرى از جزيرة العرب و پنج ملك كه از حد غربى ايران اجداد او از دست داده بودند از چنگ ايشان انتزاع كرد .
و همچنين ارمنيه را كه ملكى مستقل بود مسخر كرده جزء ممالك محروسه نمود ؛ اگرچه در اين باب او را به خيانت منسوب كردهاند ، به اين معنى كه تورانوس پادشاه ارمنيه را دعوت نموده مقيد ساخت ، و هم در آن قيد روزش به آخر رسيد لاكن اينكار اگر هم حقيقت داشته باشد ، ضررى به اعتبار او در چشم رعيت خود و اعقاب و انسال ايشان نخواهد داشت .
بالجمله ، شاپور چنين مىنمايد كه پادشاهى بود موصوف به دانش و شجاعت و از دقايق فنون سپاهكشى مستحضر .
بعضى از كلمات وى ثبت دفاتر است كه كشف از معرفت او به طبايع بنى نوع انسان مىكند . از سخنان اوست كه :
هامش
( 1 ) - قطاع الطريق : راهزنان ( معين ) .