الحاصل ، بعد از آنكه شاپور اكثر بلاد جزيره را مفتوح ساخت ، لشكر به نصيبين كشيد ، و اين قلعه ما بين دجله و فرات واقع است و دولت روم و ايران هميشه بر سر آن نزاع داشتند ، شاپور بعد از فتح ارمنيّه آن را مفتوح ساخت . و بنابر مورخين ايران ، چون محاصرهء آن قلعه به طول انجاميد ، شاپور عاجز شده لشكر را فرمان داد تا به اتفاق از حضرت بارى معاونت و يارى مسئلت نمايند . گويند در حينى كه مشغول به ضراعت و ابتهال « 1 » بودند ، ديوارى از قلعه افتاد .
پس از فتح نصيبين لشكر به جانب ممالك روم كشيد و فتوحات عديده در آن بلاد او را دست داد . قيصر روم را كه والرين نام داشت اسير كرد و مردى ديگر را به آن مهم منصوب نمود . كار اول قيصر جديد آن بود كه ؛ شاپور را به انطاكيه كه در آن اوقات پاىتخت قياصرهء روم بود برده آن شهر را به باد تاختوتاراج داد و با غنيمت بىشمار و اسراى بسيار مراجعت كرد ، لاكن از يكى از امراى روم صدمهء عظيم به لشكر او رسيد .
مورخين ايران شكستهائى كه در اواخر سلطنت به عساكر او افتاد ذكر نكردهاند . بنابر قول ايشان ، شاپور سى و يك سال به اقبال كام رانده ، بعد از جنگ با روم شهرهاى متعدد بنا كرد از آن جمله دو به نام خويش بنا نهاد : يكى نيشابور در خراسان كه تا هنوز از شهرهاى معتبر است ، و ديگر شاپور قريب كازرون در فارس .
و بعضى گويند ، نيشابور از بناهاى طهمورث است كه اسكندر خراب كرد و شاپور دوباره بنا نمود . از شاپور فارس اثرى نيست مگر كوههائى كه در آن تصوير اسراى روم را نقش كردهاند و چنين مىنمايد كه مقصود شاپور ازين عمل آن بوده است كه ذكرى از فتوحات خود در روم و اسير نمودن يكى از قياصره را بر صفحهء روزگار ثبت نمايد . در باب ديگر شرحى ازين كوهها و تصاوير مرقوم خواهد شد .
محررين ايران او را به فرط سخاوت و شجاعت زياد مىستايند و گويند كه ، او فقط آرزوى دولت مىكرد تا در معظمات و معضلات امور مصروف دارد .
هامش
( 1 ) - ضراعت و ابتهال : فروتنى و زارى و دعا ( معين ) .