تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
سلطنت كرده‌اند . شرح احوال او بهترين شاهدى است بر اين معنى كه ، از پست‌ترين وضعى خود را به درجهء بلند سلطنتى بزرگ رسانيد ، و تغييرى كه او در احوال ملك خود داد ، از عجايب كارها است . مورخين ايران برآنند كه ، ملك ايران از كيخسرو پاى گرفت ، و دارا از دست داد ، اردشير باز بجاى خود آورد . آنچه از كلمات او نقل است ، دال بر نيكى ذات و حكمت اوست ، از آن جمله است كه : چون پادشاه عادل است ، رعيت لابد او را دوست دارد و فرمان‌گذار باشد ، و بدترين سلاطين ، پادشاهى است كه امرا را از او بيم باشد نه فجار را ، و هم از سخنان اوست كه ، مملكت پايدار نباشد ، الا به مردان كارديده و ، مردان را ميسر نشود الا به مال ، و مال حاصل نگردد ، الا به تعمير و زراعت ، و تعمير بلدان صورت نه‌بندد « 1 » مگر به عدل . و هم او گويد : اسد حطوم ، خير من ملك غشوم ، و ملك غشوم خير من فتنة تدوم . و هم او راست كه : پادشاهان را سزاوار نيست كه ، تانى و چوب كفايت كار كند ، استعمال سيف و سنان نفرمايند . اردشير چنان كه به رياست لشكر مشهور است ، در سياست كشور و وضع قوانين ملكى نيز مكانتى رفيع و درجهء عليا دارد . صاحب زينة التواريخ گويد : به واسطهء منهيان « 2 » از اخبار جميع ممالك حتى از خانه‌هاى رعايا باخبر بود . و گويند كه او را علاوه بر عقل وافر ، فضلى باهر بود . كارنامه و آداب العيش از تأليفات اوست . در كارنامه شرح اسفار و محاربات و ، در كتاب ثانى ، رسوم زندگى و آداب معاشرت مرقوم ، و اين دو كتاب در نزد اهالى ايران ، چنان معتبر بود ، كه انوشيروان فرمود ، تا نسخ متعدده از آن نوشته به اطراف ممالك خود فرستاد تا مردم اخلاق نيكو فراگيرند .
هامش
( 1 ) - در اصل : نه‌بندد . ( 2 ) - منهى : خبردهنده ، جاسوس ( معين ) .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 60 | سر جان ملكم / ميرزا اسماعيل حيرت