لاكن چنين مىنمايد كه اين حكومت برقرار نماند ، زيرا كه اسكندر را ملاحظات ملكى بر آن داشت كه ، مملكت را به نود رياست بالاستقلال تقسيم نمود .
به كلى افسانهائى كه اهالى ايران در باب نژاد اسكندر تراشيدهاند ، نمىتوان گفت اسكندر يكى از سلسلهء كيان است ، كه از ايشان نه نفر سلطنت نمودهاند كه آخر ايشان داراى ثانى بود . و اين نيز بديهى است كه اخبارى كه از تاريخ اين طبقه در دست است ، استرضاى خاطر نمىكند . شك نيست كه نام جمعى از ملوك از ميان رفته است ، و ازين سبب در طول حكومت بعضى و محاربات بعضى غايت مبالغه شده است ، لاكن با اين همه ، در ميان افسانهائى كه ازين اوقات ذكر شده است ، وقايعى كه قابل ملاحظه و حفظ باشد يافت مىشود . ولى بعد از آنكه به دقت مقابله ما بين اخبار متنوعهء تواريخ ملل اوليهء عالم نموده كشف حقيقت شود ، و كثافات معدنيه را ريخته زر خالص به دست آيد ، و الا اخبارى كه از تاريخ اين طبقه در دست است استرضاى خاطر نمىكند .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 46
مساهمون: سر جان ملكم
ص٤٦