خون پدر بود . در زينة التواريخ مسطور است كه رستم قبل از اين واقعه زندگانى را بدرود نموده .
در تاريخ طبرى مذكور است كه ممالك اطراف مغرب در عهد بهمن مفتوح شد ، و بهمن پسر بخت نصر را به جهت فسق و فجور و بىاعتداليهاى پدر ، از حكومت بابل معزول و كورش را بجاى او منصوب ساخت . در سلطنت او يهودان در رفاه بودند و فرمان يافتند تا هركرا خواهند از قوم خود به حكومت اختيار كنند . و هم در آن تاريخ گويد كه : اين الطاف در حق يهودان به جهت آن بود كه ، زن پادشاه ازين طايفه بود . بنابر مصنفين ايرانى ايّام سلطنت او صد و دوازده سال است .
سلطنت هماى بنت بهمن بن اسفنديار
بهمن چون تخته را بر تخت و خاك را بر كاخ اختيار كرد ، دختر او هماى بر جاى او نشست و ، چون هماى بر تخت برآمد ، از پدر آبستن بود و به سبب شرمى كه داشت ، خواست اين مطلب پوشيده بماند ، لهذا چون طفل متولد شد ، به كسى داد كه او را به قتل رساند ، لاكن جان طفل به قدرت الهى محفوظ مانده و ، مادر او وقتى او را شناخت كه ، بخت و بهادرى ، او را به مرتبهء امارت رسانيده بود . هماى بعد از اين مقدمه تاجوتخت را به او گذاشته خود منزوى شد ، ايام سلطنتش را چهل سال نوشتهاند . گويند چهل منارى كه در اصطخر فارس است از بناهاى او است .
داراى اول
جنگهاى عديده كه در عهد داراى اول اتفاق افتاد سبب امتياز عهد اوست ، از آن جمله جنگى كه با فيليپ « 1 » پادشاه مقدونيه ، كه ايرانيان او را فيلقوس رومى گويند ، واقع شد . و بنابر قول ايشان اگرچه در آغاز ، فيروزى شامل حال نشد ، لاكن انجام به خير بود . اين قول واضح است كه بناى افسانه است ، كه به سبب
هامش
( 1 ) - فليب ؛ معرب فيليپ ( دهخدا )