تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة پيشگفتار و مقدمه 86

مساهمون:

صپيشگفتار و مقدمه ٨٦
ز مردن در دو روز انديشه جستن ندارم من * به روزى كان قضا نبود به روزى كان قضا باشد ( ب 626 ) به روزى كان قضا نبود نمىترسم ز مرگ خود * به روزى كان قضا باشد ره جستن كجا باشد ( ب 627 )

التفات :

منم على به نسب برتر از همه مردم * خليفه نبى هاشمى رسول خدا ( ب 297 ) بگو به آنكه شد از خلق و لطف من غرّه * كه باشد آنكه ورق را جدا كند ز طلا ( ب 298 ) وزيد جانب تو بادهاى مرگ روان * مرا گذاشتى از بعد آن به وا ويلا ( ب 299 ) چرا بخشم به ايشان كيل را كيلى از آن افزون * زنم ضرب و جدا سازم ز اعضاى شما اجزا ( ب 668 )

ج ) ويژگيهاى كلى :

1 ) واژگان كليدى ( واژه‌هايى كه داراى بسامد هستند )

- خدا ( ايزد ، إله و . . . ) :
مرا ايزد غنى سازد ازينها * غنا و فقر عالم بىبقا شد ( ب 51 ) صفاى دوستى بايد خدايى * كه آخر يار فاسق بىصفا شد ( ب 52 ) اى خداوند معالى بر تو دارم اعتماد * حبذا حال كسى كو چون تويى دارد خدا ( ب 79 ) اى خوشا آن كو پشيمان باشد از كردار بد * شكوه سوى كردگار خود برد زان غصه‌ها ( ب 80 )