تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة پيشگفتار و مقدمه 77

مساهمون:

صپيشگفتار و مقدمه ٧٧
( مژده براى خبر خوشايند به كار مىرود و در اينجا براى ضد آن يعنى مرگ و فانى شدن آمده و استعاره تهكميه است . )
ما چشانيديم ابن هند را لذات تيغ * روى گرداندند آخر جمله از شمشير ما ( ب 1230 )
( لذت از امرى خوشايند حاصل مىشود و اينجا براى ضد آن يعنى ضربه شمشير به كار رفته است . ) نمونه‌هايى از استعاره نيز كه امروزه تحت عنوان تشخيص مطرح مىشود در ديوان شوقى به چشم مىخورد :
همتم انديشه اعلا گرفت * پيشتر از منزل خود جا گرفت ( ب 23 ) گفت چو در ملك سخن فارسى * طرح فكن ترجمه فارسى ( ب 24 )
( براى همت شخصيت قائل شده و انديشه و سخن گفتن را براى آن آورده است . )
اى عاشق دنيا كه به غير تو كند روى * نادم شوى آخر چو ببينى به قفايش ( ب 96 )
( براى دنيا شخصيت قائل شده و آن را مانند يك انسان وصف كرده است . )
سه طلاقى بگوى دنيا را * غير او جوى همدم و همسر ( ب 97 ) زانكه اين جفت بىوفا و بدست * غم ندارد ز شوهران دگر ( ب 98 )
( براى دنيا شخصيت قائل شده و آن را مانند يك زن بىوفا تصوير كرده است . )
بيا اى فاطمه نزد من آور ذو الفقار من * كه شمشيرم بود يار و برادر در صف هيجا ( ب 362 )
( براى شمشير شخصيت قائل شده است . )
در ميان ما اجل را هست تير بىخطا * از كسى گر فوت گشت امروز مىآيد دگر ( ب 393 )