تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة پيشگفتار و مقدمه 79

مساهمون:

صپيشگفتار و مقدمه ٧٩
چشم مىپوشم به عمدا از فراوان كارها * گرچه هم قدرت بود بر ترك اين معنى مرا ( ب 677 ) نيست از كورى كه پوشم چشم خود ليكن بسى * چشم پوشد مرد و او را هست بينايى بجا ( ب 678 )
( چشم پوشيدن كنايه نزديك و آشكار از ناديده گرفتن است . )

تمثيل :

نباشد عيش برحسب تمنا * و ليكن دلو كن در آب پرتاب ( ب 57 ) پرآب آيد ترا روزى و روزى * برون آيد به لاى و اندكى آب ( ب 58 ) گشت نازل بر مسلمانان بلايى بىعلاج * چون شكافد سنگ نتوان وصل كردن سنگ را ( ب 158 ) كم نمىداند مردم اين مصيبت را به خود * كى توان بست استخوان كهنه پوسيده را ( ب 109 ) همه هستند چون روباه مكار * چه امشب با شب دوشست مانند ( ب 370 ) مردمان را حرص بر دنياست بهر خرج و دخل * صافى اين باده ممزوج است با دردى ترا ( ب 589 ) شكايت نيست نيكو پيش آن كو اهل آن نبود * ز شكوه چاره نبود چون نباشد صبر پابرجا ( ب 606 ) نمىبينى سوى دريا كه چون در تك فتد آبش * رسد بر ماهيانش حادثات و آفت دنيا ( ب 607 ) گر نكارى هيچ تخمى چون بيايد حاصلش * مىشوى بر كاهلى نادم ز روز تخم كار ( ب 662 )