- اضافه تشبيهى :
مبدع منظومه اوراق چرخ * لوحهكش شمسه نه طاق چرخ ( ب 4 )
گفت چون در ملك سخن فارسى * طرح فكن ترجمه فارسى ( ب 24 )
كجا همىكشى اين دامن جوانى را * كه برد پيريت از بر لباس برد شباب ( ب 173 )
بلال پيريت از دل مناديى دارد * به رفع صوت كه گر طالبى به راه شتاب ( ب 174 )
تو آفريده ز خاكى و زود خواهد شد * كه باز روى بپوشانى از نقاب تراب ( ب 175 )
عقاب مرگ پروازى به گرداگرد آن آورد * ازآنپس گشت آنها آشيان آه و وا ويلا ( ب 202 )
رداى صبر مىپوش از بلاهايى كه پيش آيد * كه تا گردد از آن صبر جميلت عاقبت آسان ( ب 261 )
نگه مىدار عهد دوست وين معنى رعايت كن * كه نوشى هم ز جام حفظ صافى شربت احسان ( ب 263 )
وزيد جانب تو بادهاى مرگ روان * مرا بگذاشتى از بعد آن به وا ويلا ( ب 299 )
در مزرع حيات زراعت تمام شد * چون كشت در رسيد درودن رسد فراز ( ب 388 )
خود كجا رفتند شاهان مسلط بر بلاد * ساقى موت است اكنون كاسهدار بزمشان ( ب 1353 )
استعاره :
يكى ديگر از صنايع معنوى كه در ترجمه منظوم شوقى به كار رفته استعاره است .
برخى از اين استعارهها ( همانند تشبيه ) از بيت عربى ترجمه شده است مانند :