يفشون بينهم المودة و الصفا * و قلوبهم محشوة بعقارب
آشكارا گرچه بنمايند با هم دوستى * ليك در دلهاى ايشان هست عقربها نهان ( ب 224 )
إلى م تجرّ اذيال التصابى * و شيبك قد نضا برد الشباب
كجا همىكشى اين دامن جوانى را * كه برد پيريت از بر لباس برد شباب ( ب 173 )
و ارخيت الحجاب و سوف يأتى * رسول ليس يحجب بالحجاب
تو مطمئن به حجابى و زود مىآيد * پيمبرى كه حجابش نگشته هيچ حجاب ( ب 177 )
انواع استعاره
استعاره مصرحه :
هر يك از آن بيت ز روى شرف * درّ گرانمايه بحر نجف ( ب 20 )
( بحر نجف استعاره از حضرت على ( ع ) است و چون فقط مشبهبه در كلام ذكر شده ، استعاره مصرحه است . )
واقعه هم ديدم و گشتم دلير * پاى درين بيشه نهادم چو شير ( ب 32 )
( بيشه استعاره از وادى سرودن شعر و ترجمه ابيات است . )
سال شده هشتصد و هفتاد و پنج * كز كرمش يافتم اين طرفه گنج ( ب 35 )
( طرفه گنج استعاره از ديوان اشعار است . )
شوقى ازين گنج كه دادى گشاد * در ره دين توشه راه تو باد ( ب 38 )