ب ) نكات بلاغى
1 - صنايع لفظى
- جناس :
كجا همىكشى اين دامن جوانى را * كه برد پيريت از بر لباس برد شباب ( ب 173 )
گفت چو در ملك سخن فارسى * طرح فكن ترجمه فارسى ( ب 24 )
معاش خويش به خوارى مجوى و نفست را * رفيع ساز و ره از مطلب دنى مطلب ( ب 164 )
مؤمنان را دين منم شك نيست مؤمن را بدين * روشن است اين حال از آيات وحى و حكم آن ( ب 247 )
به دى اگرچه بدى از تو در وجود آمد * نكوئيى بكن امروز عذر آن منكر ( ب 381 )
منم بازى كه از وى باز گويى * زنم بر خاك ره مرغ توانا ( ب 1196 )
اميدوار به دنيا كسى كه شد باشد * چون آن كسى كه بجويد شراب را ز سراب ( ب 179 )
گر فرود آيد به يكدم زان نينديشد دلش * زانكه پيش از آمدن در نفس بسته نقش آن ( ب 1081 )
من همىبينم به نفس خويش و فرزندان خويش * كربلايى پربلا پيدا و محرابش عيان ( ب 238 )
ديدم از هر سو خران را بسته بر آب و علف * در چرا جوعان و تشنه شير مىگردد چرا ( ب 92 )
- رد العجز على الصدر :
خليل من نشود كو شود ملول و كسى * كه چون جدا شوم از وى فروشدم به خليل ( ب 1078 )