شوقى :
نامه پيرى شده عنوان مرگ * هست به تاريخ كبر محتوى ( ب 566 )
مردن شعر است سفيدى شعر * باز تو هم بر اثرش مىروى ( ب 567 )
آمده ديدى به سر خويش شيب * از گنهت كن حذر ار بشنوى ( ب 568 )
ميبدى :
روزى كه شود موى سر و ريش سفيد * از رشته عمر خويش كن قطع اميد
پايان حيات هر كه باشد مرگ است * آرى به جهان كسى نماند جاويد ( ص 493 )
ترجمه منثور ميبدى :
سفيد شدن موى ، سرنامهء مرگ است و او تاريخ بزرگى است و سفيدى موى تو مرگ موى تست . پس تو بر پى آنى . پس چون بينى سفيد شدن موى را كه فراگرفته است سر را ، پس لازم باش حذر را ، حذر را . ( ص 493 )
ترجمه منثور دكتر امامى :
موى سپيد نشانه مردن است و سررسيد پيرى است . سپيدى موى مرگ خرد است و سپس تو خود از پى به روى و چون بينى كه سر را سراسر فراگرفته است ، به هوش ، به هوش . ( ص 281 )
دكتر امامى شعر اول را با كسر شين و شعر دوم را با فتح شين ضبط كرده و مطابق همان دومى را خرد معنى كرده است از ترجمه شوقى نمىتوان دريافت كه مقصودش كدام معنى بوده است .
ويژگيهاى سبكى ترجمه منظوم شوقى
الف ) نكات صرفى و نحوى
- ماندن به معنى رها كردن ، كنار گذاشتن :