تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة پيشگفتار و مقدمه 68

مساهمون:

صپيشگفتار و مقدمه ٦٨

شوقى :

نامه پيرى شده عنوان مرگ * هست به تاريخ كبر محتوى ( ب 566 ) مردن شعر است سفيدى شعر * باز تو هم بر اثرش مىروى ( ب 567 ) آمده ديدى به سر خويش شيب * از گنهت كن حذر ار بشنوى ( ب 568 )

ميبدى :

روزى كه شود موى سر و ريش سفيد * از رشته عمر خويش كن قطع اميد پايان حيات هر كه باشد مرگ است * آرى به جهان كسى نماند جاويد ( ص 493 )

ترجمه منثور ميبدى :

سفيد شدن موى ، سرنامهء مرگ است و او تاريخ بزرگى است و سفيدى موى تو مرگ موى تست . پس تو بر پى آنى . پس چون بينى سفيد شدن موى را كه فراگرفته است سر را ، پس لازم باش حذر را ، حذر را . ( ص 493 )

ترجمه منثور دكتر امامى :

موى سپيد نشانه مردن است و سررسيد پيرى است . سپيدى موى مرگ خرد است و سپس تو خود از پى به روى و چون بينى كه سر را سراسر فراگرفته است ، به هوش ، به هوش . ( ص 281 ) دكتر امامى شعر اول را با كسر شين و شعر دوم را با فتح شين ضبط كرده و مطابق همان دومى را خرد معنى كرده است از ترجمه شوقى نمىتوان دريافت كه مقصودش كدام معنى بوده است .

ويژگيهاى سبكى ترجمه منظوم شوقى

الف ) نكات صرفى و نحوى

- ماندن به معنى رها كردن ، كنار گذاشتن :