بمان ذكر زنان بىوفا را * كه عهد جمله چون باد صبا شد ( ب 67 )
- ارزان به معنى ارزنده :
كردم نصيحت تو و بشنو نصيحتم * ارزانترست اين سخن از بخشش و بها ( ب 141 )
- از آنك به معنى چون و به جهت آنكه :
در ميان خلق عيش مرد از عقل است از آنك * علم او و تجربه از عقل مىگردد روا ( ب 174 )
- از هم ريختن به معنى پراكنده كردن ، جدا كردن :
آمد زمان سوى ما وز هم بريخت ما را * باشد زمان مخالف با دوستان جانى ( ب 154 )
- شب دوش به جاى ديشب :
چون شب دوش از ميان رفته است آيين وفا * مردمان آميخته با هم نفاقى در ميان ( ب 223 )
همه هستند چون روباه مكار * چه امشب با شب دوش است مانند ( ب 370 )
- ارزانكه به معنى اگر :
اى حسين ارزانكه ساكن مىشوى در خطهاى * چون غريبى باش در هر حال بر آدابشان ( ب 231 )
سه صفت را نگه ارزانكه نمىدارد مرد * بفروشش بود ار چند كفى خاكستر ( ب 417 )
گران مشمار جنس عافيت در هر بها باشد * مدان ارزان بلا ارزانكه چون خاك ره است ارزان ( ب 719 )
- ترسناك به جاى ترسان :
اى خدا فرياد من رس از عذابت زانكه من * هم اسير و هم ذليلم ترسناك از جان ترا ( ب 779 )