- به كار بردن ياء در آخر برخى كلمات ظاهرا براى تأكيد :
حمل بر كينه مكن اخوان خود را زينهار * زان حذر كن تا نجاتى يا بى از جرم و اثام ( ب 1138 )
گرفتم دوست بسيارى و پيوند * كه دندانشان كند از سر خداوند ( ب 369 )
ثابتم بر صبر و بسيارى قوى بر آرزو * كار صبر از مردم ترسنده مىباشد بعيد ( ب 457 )
اگر باشد هزارت دوست بسيارى نباشد آن * ولى بسيار باشد گر بود يك دشمن تنها ( ب 532 )
- به كار بردن فعل مفرد براى مسنداليه جمع :
دو كس نبود مساوى صاحب عقل و خردمندى * يكى ديگر بود جاهل نباشد اين دو كس همتا ( ب 69 )
- به كار بردن فعل جمع براى فاعل مفرد :
بريشان زار مىگريند چشم نوحهگر دايم * كرم دارند در ارسال اشك از اكثر و ادنى ( ب 963 )
- به كار بردن ضمير او براى غير جاندار :
در بهشت عدن رو كو را تمنا كردهاى * اى خوشا حالت خوشا حالت در ان جنت سرا ( ب 85 )
- به كار بردن امر استمرارى :
بشنو حسين و عظم و مىكوش در ادب * عاقل طلب كند ادب خويش دايما ( ب 112 )
مىدار حفظ جانب يارت به هر مكان * مىباش با كسى كه نگويد دروغ را ( ب 136 )
مىدار اعتماد به حق در همه امور * تا حق نگاه داردت از چشم حاسدان ( ب 399 )