كار رفته )
4 / 315 : فقار در بيت عربى به معنى مهرههاى پشت است و در بيت شوقى فقرها در ترجمه همين كلمه به كار رفته است .
3 / 316 : گزيدن دست كنايه از پشيمانى است . شوقى مفهوم كلى بيت را منتقل كرده اما از ترجمه لفظى آن دور شده است : پس بسيارست از لغزشها براى من در گناهان ، گزيدم انگشتانم را و كوبيدم بر دندان خود .
5 / 316 : محتبس ( جاى باز داشته شدن ) در بيت شوقى ترجمه نشده و كانّى دوم در بيت عربى براى تأكيد است كه معنى آن نيز در ترجمه شوقى منتقل نشده است .
1 / 317 : بيت مفهوم كلى را منتقل مىكند اما شيوا نيست : هركس بزرگ شد طبايع او ، آراسته شد به آداب فاضلشدهء نيكو .
3 / 318 : نابود : نابودنى و غيرممكن ( در ترجمه شيئا لا يكون آمده است ) .
2 / 319 : ترجمه مصراع دوم با عربى سازگار نيست : پس نمىدانى سكون آن باد كى خواهد بود .
1 / 320 : سستى نمايد از تو : اين كار تو باعث سست و ضعيف شدن دينت مىشود . يعنى خوارى و فروتنى تو در مقابل مخلوق دينت را سست مىكند .
2 / 320 : كاف و نون ( كن ) در مصراع دوم تلميح دارد به آيه شريفه :
« إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ »
( يس : 82 ) و مصراع اول يادآور آيه شريفه :
« وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ »
( الحجر : 21 )
3 / 320 : در اميد كار خود : در ترجمه ( انت ترجوه ) آمده و سست به نظر مىرسد .
1 / 323 : ترجمه شوقى با بيت عربى سازگار نيست : اگر مرد راضى نباشد از آنچه ممكن است براى او و نيايد از كارش آراستهتر آن .
3 / 324 : ترجمه با بيت عربى سازگار نيست و محمد مربوط به بيت قبل است : براى قرين خود محمد ( ص ) و براى راه دين و اين كم است از طالبان فراخ چشمان بهشت .
1 / 325 : نوميدى : مراد نااميدى از دنيا و تعلقات دنيوى است .
2 / 325 : ترجمه تحت اللفظى مصراع اول چنين است : و محكم و استوار گردانيد مرا از روزگار آزمايش . در مصراع دوم شوقى نهى آمد مرا به معنى از آن نهى شدم آمده است .