1 / 345 : ميبدى مصراع دوم را چنين ترجمه كرده : « اگر قناعت كنند پس اندك باشد آنچه بس باشد نفسها را » ( ص 785 ) علت اختلاف ترجمه شوقى با ميبدى اين است كه شوقى تجزّى را به معنى جزا دادن و ميبدى به معنى قناعت كردن به كار برده است . همچنين شوقى ضمير مؤنث غايب را به صورت مخاطب ترجمه كرده كه نادرست است .
5 / 346 : سوختن در ترجمه حار ( سرگردان شد ) آمده كه نادرست است ، مگر اينكه ضبط كلمه در نسخه شوقى ( حرّ ) بوده باشد .
7 و 6 / 346 : ترجمه سه بيت عربى است . تعداد و ترتيب ابيات در نسخهها متفاوت است .
1 / 348 : ترجمه شوقى با مفهوم بيت عربى سازگار نيست : شگفتا از زمان در دو حال شدت و راحت او ، و بلائى كه افكنده شدم از زمان به آن .
1 / 349 : ميبدى مصراع دوم را چنين ترجمه كرده « باطل كنم دليران را به قهر . » ( ص 797 ) علت اختلاف ترجمه اينست كه ميبدى ابطل را فعل و الابطال را مفعول آورده درحالىكه شوقى ابطل را از صيغه افعل تفضيل و الابطال را مضاف اليه آن ترجمه كرده و كل عبارت را خبر براى أنا آورده است .
1 / 350 : مصراع دوم : فقر براى نفس بهتر است از غنايى كه او را با دعوى باطل به گمراهى بكشد .
2 / 350 : مصراع اول تعقيد دارد . ترجمه لفظى مصراع عربى چنين است : غناى نفسها همان بسنده كردن است .
1 / 351 : بىآب بودن كف كنايه از بىخير و بركت بودن است . ترجمه مصراع دوم كامل نيست : كافى است ترا قناعت به اينكه سير و سيراب باشى .
4 / 351 : آب از عين الحيات كسى ريختن كنايه از مرگ است : اگر بميرى بهتر است از اينكه آبرويت را براى نان بريزى .
1 / 353 : بيت مبهم است ترجمه ميبدى چنين است : « بسا نگهدارندهء خود از نفس خود از ترس لغزيدن قدمى كه باشد برو جهت آن لغزيدن ، مادام كه باشد آن . » ( ص 782 )
2 / 353 : داده گشاد دل : در ترجمه افضى بقلبه آمده است .
يعنى همت كرده است براى اين كار و دلش را به نيكى و تقوى رسانيده تا به آرزويش برسد .
ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 246
مساهمون: المنسوب للإمام علي ( ع )
ص٢٤٦