ضربه شمشير به كار رفته است .
7 / 310 : ترجمه لفظى بيت چنين است : مقصودم قبيله ربيعهاند به درستى كه اهل شجاعت و سختىاند چون ملاقات كنند لشكرى بسيار را .
4 / 311 : شد عظمش رميم : مبالغه است . يعنى با شمشير خود او را زدم و چنان بر زمين افتاده كه گويى سالهاست مرده است و استخوانش نيز پوسيده است . ميبدى به جاى رميم ، صميم ضبط و چنين ترجمه كرده : « كه مىبرد استخوانها را گذرنده . » ( ص 720 )
5 / 311 : ترجمه شوقى نادرست و داراى تعقيد است و اختلاف نسخه هم ندارد . ترجمه لفظى بيت چنين است : « و بودم من مردى بلند مرتبه چون جنگ دامن بر كمر زد و بر پا ايستاد و سرزنش كنندهاى نداشتم . »
7 / 311 : ترجمه مصراع دوم در شرح ميبدى چنين است : « مىبريدم به آن دوش و استخوان كه قوام عضو بود . »
8 / 311 : ترجمه لفظى مصراع اول چنين است : پس پيوسته ( در جنگ ) بودم تا آنكه پراكنده كرد پروردگارم گروههاى آنها را .
1 / 313 : مصراع دوم تعقيد دارد . ترجمه مصراع عربى چنين است : « براى زدن شمشيرى بىمحابا و آبدار . »
3 / 313 : ترجمه لفظى بيت چنين است : همانا من سوگند به خداوند حجر الاسود گرامى جود كردم براى خدا با گوشتم و خونم . از ره تحقيق در بيت شوقى در ترجمه ( إنّ ) آمده است .
1 / 314 : مصراع دوم به طور كامل ترجمه نشده است : « بود وفادار و به ما صاحب پيمان » .
بىخطر در ترجمه شوقى معادلى در بيت عربى ندارد شايد ضبط كلمه ( ذا ذمّة ) در نسخه شوقى به گونه ديگرى بوده است .
2 / 314 : مصراع اول تعقيد دارد و مبهم است و اختلاف نسخه نيز ندارد . در مصراع عربى در نسخههاى شوقى هماهم ضبط شده و در شرح ميبدى مهامة ( جمع مهمه : بيابان ) آمده و چنين ترجمه شده است : « روآورد در بيابانهاى غمناك در شب تاريك سخت تاريك . » ( ص 718 ) علت نارسا بودن مصراع اول شوقى نيز در همين ضبط نادرست هماهم به جاى مهامه است .
1 / 315 : از ناگهان : ناگهانى ( در ترجمه بهمة به معنى سوارى كه سريع و ناگهانى حمله مىكند به
ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 242
مساهمون: المنسوب للإمام علي ( ع )
ص٢٤٢