10 / 305 : ترجمه لفظى مصراع اول چنين است : و باز مىگرداند لشكر بازگردنده را شمشيرهاى ما .
2 / 306 : شوقى مفهوم كنايى مصراع دوم را بيان كرده ولى از ترجمه لفظى آن دور شده است :
« و آشكارا كرد از بينى او به خاك ماليدن آن را . » ( ميبدى ص 740 )
3 / 307 : كلاع ، يحصب ، كنده ، لخم و جذام نام قبايل عرب است .
4 / 307 : همدان : نام قبيلهاى از عرب
6 / 307 : روز پيكار كرام : روزى كه بزرگواران به جنگ مىروند .
7 / 307 : صاحبان نيزه و تير و حسام : در ترجمه شائك و سنام آمده است ( شائك بمعنى ذو شوكة و حدّة فى سلاح و فلان سنام قومه بمعنى كبيرهم ) .
8 / 307 : بيت شوقى تعقيد دارد و تركيب حامى الحقيقة را ترجمه نكرده : سرور و سردارشان به نام سعيد قيس حمايتكننده از آنچه حق اوست از آن گروه است كه ايشان را حمايتها كرده است .
9 / 307 : شوقى مفهوم كلى بيت را منتقل كرده اما از ترجمه لفظى آن دور شده است : پس وارد شدند در شعلههاى آن و گرم شدند به شرارههاى آن و بودند در نزد جنگ چون شير خشمگين از گرسنگى .
10 / 307 : ترجمه لفظى مصراع دوم چنين است : تيرند براى دشمنان در نزد هر مرگ .
15 / 307 : تضمين آيه شريفه :
« ادْخُلُوها بِسَلامٍ ذلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ . »
( ق : 34 )
2 / 309 : مصراع دوم شوقى تعقيد دارد و مبهم است : « به راستى رفت اسلام مگر باقى ماندهاى اندكى از مردم را كه لازم آنست . »
2 / 310 : سهام مرگ : استعاره است . مرگ به انسانى تشبيه شده كه از نيزههاى او خون مىچكد .
3 / 310 : ترجمه مصراع دوم با عربى سازگار نيست : ابا كند در آن مگر از عزت و بزرگى .
4 / 310 : صبر جميل : اين عبارت در دو آيه 18 و 83 سوره يوسف ذكر شده و مقصود از آن به جاى آوردن صبر به بهترين وجه است . تغمغما در مصراع دوم عربى به معنى اصوات جنگجويان در گيرودار جنگ است و مفهوم مصراع شوقى اينست كه در آن لحظه تنها صداهايى شنيده مىشود كه قابل تشخيص نيست .
5 / 310 : بيت استعاره تهكميه دارد زيرا لذت از امرى خوشايند حاصل مىشود و اينجا براى