را صبر كه چگونه مىباشد . »
6 / 335 : ترجمه مصراع اول رسا نيست زيرا « فحش » را در ترجمه فحشاء و به معنى زشتكارى آورده و « فرمودهاند » را در ترجمه « ما امروا » كه فعل مجهول است و همين ترجمه را مبهم كرده است : « باز نمىايستند از زشتكارى مادام كه فرموده مىشوند . » ( ميبدى ، ص 763 )
4 / 335 : ( ايزد كند كم جمله را ) جمله معترضهء دعايى است و در ترجمه ( اقل الله خيرهم ) آمده است .
5 / 335 : بىهوان در ترجمه غير موهون ( غير سست و محكم ) به كار رفته كه مناسب به نظر نمىرسد . هوان در كتب لغت به معنى خوارى و ذلت و نرم و سبك گشتن آمده كه شايد معنى دوم قابل توجيه باشد . ضربى كه هست آن بىهوان يعنى ضربهاى كه نرم و سبك نيست و محكم است .
6 / 335 : راستى : راست و درست
4 / 341 : ترجمه ميبدى چنين است : « پس فريفته مشو به ديدار مردمان و اگرچه آرايند بر تو يا تلبيس كنند . » ( ص 777 )
7 / 342 : ترجمه لفظى بيت چنين است : براى هر نفسى و اگرچه باشد بر ترس از مرگ ، آرزوهايى است كه قوى مىكند او را .
8 / 342 : در مصراع دوم شوقى استعاره به كار رفته است . آرزوها به اوراقى تشبيه شده كه نفس آن را باز مىكند و مرگ چون طومارى آن را درهم مىپيچيد .
2 / 343 : مصراع اول با مفهوم عربى سازگار نيست : پيشى گرفت قضا بر وقتش .
3 / 343 : « يضنى » در مصراع دوم عربى به معنى مريض كردن به شدتى كه ضعف و لاغرى ايجاد كند ، « سوختن » ترجمه شده كه مناسب نيست .
5 / 343 : ترجمه لفظى بيت چنين است : و آزاده لاغر مىكند جسم او را فقرش ، و گويى مخفى مىكند آن را از جسمش .
4 / 344 : ترجمه مصراع دوم كامل نيست : و هدايت نمىشوم مگر وقتى كه نافرمانى كنم نفس را . رهرو در مصراع دوم شوقى به معنى كسى كه در مسير هدايت قرار دارد به كار رفته است .
ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 245
مساهمون: المنسوب للإمام علي ( ع )
ص٢٤٥