شمرده شود ارزشمند . » در ترجمه شوقى از تعظيم در شمار آيد مبهم است و تنها با مقايسه بيت عربى مفهوم آن روشن مىشود .
2 / 258 : خيال كسب : انديشه كسب معاش
3 / 259 : دايمى عيش : صفت بر موصوف مقدم شده يعنى عيش دايمى تو
4 / 259 : دنيا به منزلى تشبيه شده كه سوار شب در آنجا فرود مىآيد و چون صبح شود از آنجا كوچ مىكند .
2 / 260 : تلميح به آيه شريفه :
« وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ . »
( يوسف : 87 ) ترجمه ميبدى از مصراع دوم چنين است : « چه به درستى كه خدا سزاوارتر است به كردار نيك . » ( ص 634 )
4 / 260 : تلميح به آيه شريفه :
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً .
( الشرح : 6 )
1 / 261 : ترجمه لفظى مصراع اول چنين است : نگهدار نفس را و وادار او را بر آنچه زينتش دهد .
2 / 261 : نبا الدهر به معنى « نساخت روزگار و موافقت نكرد » است كه ترجمه شوقى با آن سازگار نيست .
1 / 262 : ترجمه لفظى مصراع دوم چنين است : دايم باش بر سكوت زينتدهندهء عقل .
3 / 262 : ترجمه مصراع دوم كامل نيست : « كه به سوى خود بكشى دشمنى را از لغزيدن كفش . »
1 / 263 : مريخ نحس اصغر است و دو برج حمل و عقرب خانه اوست . چون به خانه خود رجعت كند ، نحوست او به نهايت مىرسد . بيهودهگوى در ترجمه اخو خبل يعنى كسى كه انديشهاش فاسد است آمده است .
2 / 263 : مشترى سعد اكبر و زحل نحس اكبر است .
3 / 263 : ابتداى هر كثرت : در ترجمه افانين الدول آمده و ميبدى آن را « انواع گردشها » معنى كرده كه مناسبتر است : « دفع مىكنم از نفس خود انواع گردشها به آفرينندهء من و روزىدهنده من كه غالب است و بزرگ است . » ( ص 651 )
2 / 264 : ترجمه ميبدى ازين بيت چنين است : « و خوار شوند پادشاهان زمين از غلبه آل هاشم و بيعت كرده شود از ان پادشاهان آن كس را كه مزه كند و بازى كند . » مصراع دوم حال و بيت بعد نيز ادامه آن است ، يعنى درحالىكه با يكى از ان پادشاهان كه در پى لذت و هزل است بيعت مىشود و او همچون كودكى است كه خرد و جديتى ندارد ، در همان