افزود خداوند آنها را نابودى و نابودى . ( خبل : قطع دستها و پاها ، فساد اعضا ) .
7 / 252 : فعل كارشان : كار و فعل دو كلمه مترادف هستند . ترجمه شوقى از اين بيت با ميبدى متفاوت است . چون شوقى رسوله را فاعل گرفته اما ترجمه ميبدى به اين صورت است :
« و دست داد خدا از ايشان در روز بدر فرستادهء خود را و گروهى خشمناك كه كردار ايشان نيكوتركردارى بود . » ( ص 661 )
8 / 252 : مصراع اول تعقيد دارد : شمشير برندهء قاطع سبك ، برنده و قاطع مترادفند و يكى از آنها زائد است . در مصراع دوم اصفا به معنى شفافيت بخشيدن و زدودن تيرگى و كدورت به كار رفته و با فعل دادن تركيب شده است .
9 / 252 : كهلان : كهل عربى با ان فارسى جمع بسته شده است .
10 / 252 : در مصراع دوم دو كلمه اكثر و ادنى در ترجمه الرشاش ( باران اندك ) و الوبل ( باران درشت قطره ) به كار رفته است كه دور از ذهن و نامأنوس است . همچنين استعاره باران از اشك كه در بيت عربى وجود دارد در ترجمه شوقى ديده نمىشود .
بيت شوقى را با تسامح مىتوان چنين معنى كرد : چشم نوحهگر بر اين كشتگان زار مىگريد ، و در ريختن اشك زياد و كم ، بر آنها كرم مىكند .
11 / 252 : مژدهء افنا : استعاره تهكميه است . چون مژده براى خبرى خوشايند مىآيد و اينجا براى مرگ و فانى شدن به كار رفته است .
12 / 252 : شوقى مفهوم كلى بيت را منتقل نموده ولى از ترجمه لفظى آن دور شده است : « و به صاحب كينه خبر مرگ مىدادند و پسر جدعان در ميان ايشان بود ، درحالىكه زنان لباس عزا پوشيده بودند و تشنه و فرزند از دست داده . »
14 / 252 : بيت تعقيد دارد . علت آن اينست كه فاعل مصراع اول عربى يعنى الغىّ در بيت فارسى ترجمه نشده و در مصراع اول شوقى فاعل محذوف است . مصراع دوم هم مبهم است : « خواند گمراهى ازيشان كسى را كه خواند ، پس اجابت كرد او را و براى گمراهى اسبابى است كه پيوند آن بريده شده است . »
15 / 252 : نزديك كنار : تركيبى نامأنوس است و تمام نسخهها نيز يكسان ضبط كردهاند .
4 / 254 : در بيت عربى فاعل حمزه است كه در بيت قبل آورده ، يعنى حمزه در روز بدر عتبه را كشت درحالىكه شوقى فاعل متكلم وحده آورده است . ترجمه مصراع دوم نيز
ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 233
مساهمون: المنسوب للإمام علي ( ع )
ص٢٣٣