3 / 187 : ترجمه لفظى بيت چنين است : ملول نشو پس يا باشى كوشنده در علم روزى و يا باشى فرورونده در آن .
4 / 187 : بيت سست است . مفهوم بيت عربى چنين است : « هركس متخلق به آداب شد به سبب آن رئيس قوم شد هنگامى كه رئيسان مفارقت كردند . »
2 / 189 : شوقى در مصراع دوم تشبيه به كار برده اما از ترجمه لفظى دور شده است : براى هر اندوهى گشايشى نزديك است كه مىآيد بر صبحكننده و شبكننده .
4 / 193 : مصراع اول با عربى سازگار نيست : « و به درستى ما مردمى هستيم كه نمىبينيم جنگ را عيب و عار . »
5 / 193 : ترجمه لفظى بيت چنين است : پس آنچه گفته شود دربارهء ما بعد از اين از سخنى ، پس باقى نگذاشت از ما لباسى نو براى پوشنده .
2 و 1 / 195 : شوقى مفهوم كلى ابيات را منتقل نموده ، اما ترجمه سست و داراى تعقيد است :
« هرآينه مىآورم صبح هنگام براى عاص بن عاص هفتاد هزار مرد موى پيشانى بسته ، حملكنندگان حلقههاى زره كه جنيبت كردهاند اسبان را با شتران جوان ، شيران خشكسالى هنگامى كه گريزگاهى نيست . » به نظر مىرسد در بعضى نسخهها لأصحبن به جاى لأصبحن بوده است .
1 / 197 : مصراع دوم تعقيد دارد و در ترجمه سيفى المنتضى ( شمشير از نيام بركشيدهء من ) عبارت شمشير من دور از ميان را به كار برده است . يعنى شمشيرى كه از غلاف آن به كمر من بسته شده ، بيرون كشيده شده و از كمر من دور شده است .
2 / 198 : مصراع دوم با معنى عربى سازگار نيست : مىآيد در مقابل آن ابرى كه پيش آيد .
1 / 199 : غرور در اين بيت زائد است و معادلى در بيت عربى ندارد . مگر اينكه شوقى آن را از غرّ الماء به معنى نضب و سال گرفته و مترادف افراط به كار برده باشد .
1 / 201 : كرام الكاتبين : تلميح به آيه شريفه
« وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ كِراماً كاتِبِينَ » .
( الانفطار : 11 )
1 / 202 : ترجمه لفظى مصراع دوم چنين است : و در عيش پس طمع مكن .
203 : مصراع سوم تمثيل است براى مصراع دوم . اين شعر در شرح قاضى ميبدى و تصحيح الجبورى از انوار العقول يافت نشد و در ترجمه دكتر امامى به اين شكل ضبط و ترجمه شده است :