رأيت العقل عقلين * فمطبوع و مسموع
و لا ينفع مسموع * اذا لم يك مطبوع
كما لا تنفع الشمس * وضوء العين ممنوع
« خرد را دو ديدم : نهادين و شنوده . تا نهادينى نباشد شنوده را سودى نيست . چنان كه خورشيد بىروشنى ديده سودى نبخشد . » ( ص 370 و 371 )
ناصر خسرو در جامع الحكمتين در شرح دو عقل چنين مىگويد : « و گفتند دليل بر دوئى عقل آنست كو به دو نوعست : يكى عقل غريزى كه آن اصل است اندر مردم ، و ديگر عقل مكتسب است كه آن الفغده است به تعليم . » ( ص 149 )
بنابراين عقل مطبوع همان عقل غريزى است و عقل مسموع معادل عقل مكتسب كه از راه تعليم به دست مىآيد و همين عقل مكتسب نيز بر پايهء عقل غريزى است و بدون آن وجودى ندارد .
1 / 204 : به تو : با تو
2 / 204 : مصراع اول تعقيد دارد : وقتى بعينه مشاهده كند كه كار تو در سختى و پريشانى افتاده است .
1 / 206 : بيت عربى استفهام انكارى است و مفهوم آن در ترجمه به طور كامل منتقل نشده است : « آيا كوفته مىشود سنگ از آب و باران و آيا مىرسد نصرت و پيروزى به آرزوها و طمع ؟ » شوقى ريح در مصراع دوم را باد ترجمه كرده اما با مفهوم كلى بيت ، دولت و نصرت مناسبتر است و اين بيت تمثيل براى بيت بعد است . يعنى همان گونه كه سنگ در مقابل آب و باران مقاومت مىكند من در مقابل دشمنان مقتدرانه مىايستم .
2 / 206 : تعقيد دارد . « قادر » در آخر مصراع اول مربوط به مصراع دوم است : « من على ( ع ) هستم پدر دو نوادهء پيامبر ( ص ) ، قادرم بر دشمنان در بامداد ترس و سرگشتگى . » مصراع دوم عربى نيز به طور كامل ترجمه نشده و دشمنان مكر و حيل نمىتواند ترجمه غداة الروع و الزمع باشد . احتمالا در نسخهء شوقى ضبط عبارت عربى به گونه ديگرى بوده است . همچنين كلمه سبطى ، تثنيه سبط است كه نون آن هنگام اضافه شدن به كلمه ديگر حذف مىشود ولى اين قاعده معمولا در فارسى به كار نمىرود .
1 / 207 : مصراع دوم تعقيد دارد : منت را تباهكنندهء نيكوئيت ببين . يعنى فضل نشانه كرامت