طبع است ، اما منت تباهكنندهء كار نيك . منت در همين معناى امروزى يعنى نيكى كه در حق كسى كردهاند به روى او آوردن به كار رفته است .
6 / 207 : قافيه بيت 4 در اين بيت تكرار شده و ضبط تمام نسخهها هم يكسان است . تنها بيت 4 يك ضبط ديگر به صورت « دوستى قدين » دارد كه اگر قدين از قدن به معنى كفاية باشد مىتواند جايگزين دوستان قرين شود .
1 / 208 : بيت يادآور اين كلمه قصار است : « وضع الاحسان فى غير موضعه ظلم . » ( كلمات عليه غرّا ، صفحه 90 )
1 / 209 : تعقيد دارد و ترجمه نارساست : « به حقيقت بود كه بسيار مىكرد در سخن تشنيع ، تا بلند شد به شمشير بران خود براى ترسانيدن . » ( ميبدى ، ص 573 )
2 / 209 : مصراع دوم توصيف تيغ است .
پاورقى صفحه 89 ، به جان قبول نمود : با ميل و رغبت كامل و از ته دل پذيرفت .
تهوّر ما لا كلام : مردانگى غير قابل وصف
كش بود واسع سرا : كنايه از مهماننوازى و سخاوت
عاقبت گيرد ز سهم مرگ قسم خويش را : بين معنى ديگر سهم به معنى بهره با قسم ايهام تناسب وجود دارد .
1 / 210 : مصراع اول عربى سؤالى است و ترجمه شوقى نيز مىتواند به شكل پرسشى خوانده شود .
3 / 210 : يافع در بيت عربى به معنى بالغ در فارسى ترجمه نشده است .
4 / 211 : ترجمه لفظى بيت چنين است : يا كدام نفعگيرنده به چيزى پس تمام شد براى او نفعگرفتنش ؟
5 / 211 : نااميدى باشد : در ترجمه يا بؤس آمده است كه مناسب نيست . در نسخه مك يا يؤس آمده كه ظاهرا با ترجمه شوقى سازگار است .
2 / 212 : تلميح به آيه شريفه :
« كَذلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ ما يَشاءُ . »
( آل عمران : 40 )
5 / 214 : در گوش آورى : بشنوى و اجابت كنى
6 / 214 : مايل مساز دل مرا : در ترجمه لا تزغ فؤادى به كار رفته است . به معنى دل مرا از راه هدايت منحرف ممكن .
11 / 214 : تلميح به آيه شريفه :
« يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ »
( الشعراء : 88 )